سه شنبه 16 آذر 1395  09:15 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 16 آذر 1395 09:37 ق.ظ
نوع مطلب: همایش‌ها ،

نخستین کنگره ملی دانشجویی پژوهش های نوین در روانشناسی شناختی، اردیبهشت 96 در دانشگاه گیلان برگزار می‌شود. در این بازار بی‌اخلاقی در برگزاری همایش‌های علمی توسط افراد، شرکت‌ها و یا حتی بعضی شبه دانشگاه‌ها، برای کسب چند ریال سود مالی، متاسفانه پیدا کردن همایش‌های معتبر برای بسیاری از دانشجویان کار سختی شده است. همایش مذکور توسط دانشگاه گیلان برگزار می‌شود و معتبر است (لینک پوستر همایش)

چندی قبل در مورد ملاک‌های تشخیص همایش‌های معتبر نوشتم. اخیراً از طریق ایمیل متنی که در ادامه مطلب می‌آورم را دریافت کرده‌ام. از سنخ همان همایش‌هایی که معتبر نیست. در وبگاه همایش فهرستی از چندین دانشگاه‌های معتبر کشور ذکر شده ولی نامی از دبیر علمی و کمیته علمی نیست و حتی برای جمع‌اوری کمیته علمی هم به این شکل اقدام می‌کنند. اگر همایشی معتبر و توسط دانشگاه‌ها و دبیر علمی معتبر برگزار شود،‌ کمیته علمی نه به شکل انبوه بلکه توسط دبیر عملی تعیین می‌شود. یادمان باشد با کمی دقت می‌توانیم کارهای علمی نامعتبر را تشخیص دهیم. گاهی شرکت در بعضی از کارگاه‌ها و همایش‌ها فقط هدر کردن پول و وقت است و هیچ منفعت علمی و یا اعتباری برای فرصت‌های کاری در آینده برای ما نخواهد داشت.

ادامه مطلب   


نظرات()   
سه شنبه 2 آذر 1395  07:57 ب.ظ    ویرایش: سه شنبه 2 آذر 1395 08:13 ب.ظ
نوع مطلب: انتشارات ،

با عده‌ای از همکاران ترجمه دومین ویراست کتاب راهنمای روان‌شناسی ترییتی  را شروع کرده‌ایم و اگر همه‌ی همکاران به موقع کار ترجمه‌ی فصولی که بر عهده دارند را انجام دهند ان شا الله تا پایان سال کتاب را برای ناشر ارسال خواهیم کرد. اطلاعات نمایه کتاب در زیر ارائه شده است.


معرفی کامل کتاب را می‌توانید در ادامه‌ی مطلب مطالعه کنید. اما مهم‌ترین دلیل برای ترجمه این کتاب (در کنار ده‌ها کتاب روان‌شناس تربیتی در بازار کتاب ایران) این است که کتب روان‌شناسی تربیتی موجود اکثراً کاربردی (برای مخاطبان: معلمان، فراگیران و دانشجویان کارشناسی) است و مباحث نظری و پژوهشی رایج در روان‌شناسی تربیتی را به طور کاملاً پوشش نمی‌دهد. این کتاب برای مخاطبان با تخصص روان‌شناسی تربیتی می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد و راهنمایی برای هدایت پژوهش‌های مرتبط با روان‌شناسی تربیتی باشد. این کتاب می‌تواند به عنوان منبع اصلی دروس روان‌شناسی تربیتی پیشرفته در سطح ارشد و دکتری معرفی شود.

ادامه مطلب   


نظرات()   
یکشنبه 23 آبان 1395  04:58 ب.ظ    ویرایش: سه شنبه 16 آذر 1395 09:06 ب.ظ
نوع مطلب: زندگی ،

یکی از دانشجویانی که دوره‌ی کارشناسی را با ما در دانشگاه بیرجند بوده و الان در یکی از دانشگاه تراز اول کشور ارشد می‌خواند متن پیوست را از طریق ایمیل فرستاده. عنوان این مطلب هم همان عنوانی است که ایشان برای ایمیلی که برایم ارسال کرده انتخاب کرده‌اند. من به این دانشجوی عزیز پاسخی اولیه داده‌ام اما شما را نیز دعوت می‌کنم نظرتان و راه‌حل‌تان را برای او در بخش نظرات بنویسید. بعد از مدتی پاسخی که به او داده‌ام را نیز در همین جا منتشر خواهم کرد.

ادامه مطلب   


نظرات()   
دوشنبه 17 آبان 1395  07:32 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 17 آبان 1395 08:12 ق.ظ
نوع مطلب: خاطرات روزمره ،

ایمیلی که در ادامه مطلب می‌آورم را یکی از دانشجویان برایم ارسال کرده. فکر کرده من کاره‌ای هستم و شکایت وضعیت سروصدای کتابخانه را به من کرده!! البته موضوع را به مسئولین دانشکده اطلاع دادم. ظاهراً موضوع ریشه‌ای حل شده و کلاً مدیریت کتابخانه را به کتابخانه مرکزی دانشگاه داده‌اند!!! فکر می‌کنم مشکل ان قدر بوده که از خیر مدیریت آن گذشته‌اند. این هم نوعی حل مشکل است. ما هم بگذریم!! مطلب زیر بخشی از پاسخ من به ایمیل دانشجو است به او گفته‌ام وضعیت به شکلی است که گاهی اوقات به جای اصلاح کل سیستم بهتر است به فکر حل مشکل حداقل برای خودمان باشیم.

سلام راستش من که کاره ای نیستم. باید کاری کنند اما به نظرم بیایید کمی واقع بین باشیم مشکل شاید از مدیریت نباشد و از فرهنگ است! فرهنگی که باید بلند صحبت کنیم، فرهنگی که برای همدیگر ارزشی قائل نیستیم و .... کار خوبی کردید که منعکس کردید و من هم حضوری با مسئولین صحبت می کنم اما بیایید دنبال راه کار فردی هم باشیم. به نظرم بهتر است صندلی انتخاب کنید که اشخاص را کمتر ببینید. اخرین میز از ردیف اقایان رو به دیوار بخش خانم‌ها منظورم است. در مورد صدا اگر مثل من مشکل شنوایی می داشتید مشکل تا حدودی حل بود!! اما شاید با گذاشتن گوشی ضد صدا مشکل تا حدودی حل شود حداقل پچ پچ ها مخل تمرکزتان نخواهد بود. گوشی هایی که کارگران مته های برقی می گذارند برای این کار مناسب است، قیمتی هم ندارد یا حتی محافظ های گوشی که در استخر می گذارند هم صدا را کم می کند. اگر بخواهید مشکل را اساسی حل کنید ممکن است عمرتان بگذرد و تحصیل‌تان هم تمام شود و مشکل حل نشود!!!

ادامه مطلب   


نظرات()   
سه شنبه 11 آبان 1395  10:01 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 11 آبان 1395 05:29 ب.ظ

ادوارد لی (تد) ثورندایک به عنوان پدر روان‌شناسی تربیتی نوین شناخته می‌شود. ثرندایک یکی از تأثیرگذارترین روان‌شناسان نیمه اول قرن بیستم بوده و قانون اثر او در یادگیری رفتار انسان نیز بسیار معروف است. برای یادبود این چهره‌ی نامداری قرن بیستم، انجمن روان‌شناسی آمریکا جایزه‌ای به کسانی که زندگی حرفه‌ایشان را در جهت گسترش روان‌شناسی تریبتی صرف کرده‌اند اهدا می‌کند. در این لینک کمی توضیح در مورد این جایزه داده شده و در این لینک نیز فهرست افرادی که این جایزه به آن‌ها اعطا شده (از سال 1964) قابل دسترس است. بدون شک این افراد تأثیرگذارترین روان‌شناسان تربیتی معاصر هستند. در میان آن‌ها نام‌های آشنایی مثل زیبرمن، گیل، برلاینر، آزوبل، گلاسر .... دیده می‌شوند.

   


نظرات()   
شنبه 24 مهر 1395  12:46 ب.ظ    ویرایش: شنبه 24 مهر 1395 01:02 ب.ظ

یکی از فعالیت‌هایی که در زمان تصدی مسئولیت مرکز مشاوره دانشگاه بیرجند انجام می‌دادیم اطلاع‌رسانی پیرامون موضوعات منتهی به آسیب‌ها خصوصاً برای دانشجویان ورودی جدید بود. بخشی از این اطلاع‌رسانی مربوط به مصرف مواد مخدر می‌شد. بارها به دانشجویان تذکر می‌دادیم اگر می‌خواهند درگیر آسیب‌های مرتبط با مواد نشوند از بعد روانی تلاش کنند عزت نفس‌شان را بالا ببرند و تحت تأثیر فشار همسالان قرار نگیرند. از سایر ابعاد نیز یادشان باشد که اولین پک به سیگار ممکن است راهی را جلویشان باز کند که منتهی به اعتیاد شود. کسی مخالف تفریحاتشان نیست ولی کشیدن قلیان تفریح نیست بلکه عاملی در ایجاد انواع مشکلات جسمانی و احتمالاً آسیب‌های روانی اجتماعی بعدی مثل اعتیاد.

همه‌ی اینها از داغ از دست دادن جوان دانشجوی 19 ساله‌مان که قرار بود چند سال دیگر مهندس شود و موجب افتخار پدر و مادر پیرش باشد، است. جوان 20 ساله‌ی دیگری نیز با از دست دادن دو کلیه در انتظار این است که آیا نجات پیدا خواهد کرد یا نه؟ خدمت معاون دانشجویی دانشگاه گفتم که این حادثه باید به طور کامل برای دانشجویان‌مان اطلاع‌رسانی شود. وقتی به آن‌ها توصیه می‌شود که دوای درد بیدار ماندن در شب امتحان ریتالین و ترامادول نیست، بلکه داشتن برنامه‌ریزی قبلی یا حداکثر نوشیدن یک لیوان چای یا قهوه است. وقتی به آن‌ها گفته می‌شود اگر به هر دلیل ترامادول یا معجون بیرجندی مصرف می‌کنید اولاً از عواض جانبی آن آگاه باشید،‌ ثانیاً حداقل آن را از جای مطمئنی تهیه کنید تا مطمئن باشید که چه قرصی به شما داده شده و ثالثاً آن را با سایر مواد از جمله مشروب مصرف نکنید! همه این اطلاع‌سانی‌ها که بعضاً با بی‌توجهی ناشی از غرور جوانی با آن برخورد می‌شود به دلیل پیش‌بینی چنین حوادثی است، حوادثی  که داغش تا مدت‌ها باید برای هر کسی که اندکی احساس مسئولیت می‌کند آزاردهنده خواهد بود. برای ما این داغ یا با بی‌مسئولیتی یا با گذشت زمان فراموش می‌شود ولی برای آن پدر و مادر پیری که از فلان شهرستان فرزندشان را به امانت به ما سپرده‌اند این داغ تمامی ندارد.

   


نظرات()   
جمعه 16 مهر 1395  09:58 ق.ظ    ویرایش: جمعه 16 مهر 1395 12:25 ب.ظ
نوع مطلب: پژوهش: روش ،

مجله روان‌شناسان تربیتی (Educational Psychologist) ارگان رسمی بخش 15 (روان‌شناسی تربیتی) انجمن روان‌شناسان آمریکا و یکی از معتبرترین مجلات روان‌شناسی تربیتی است (با ضریب تأثیر 5.688 در فهرست ISI). شماره جدید این مجله به طور اختصاصی به پیشرفت‌هایی آماری در روش‌های کمی روان‌شناسی تربیتی پرداخته است. مطالعه‌ی این شماره از مجله را به علاقه‌مندان روش‌شناسی علمی و آمار در روان‌شناسی تربیتی و علوم تربیتی پیشنهاد می‌کنم. در این لینک خلاصه سرمقاله این شماره  و در این لینک فهرست مقالات این شماره ویژه ارائه شده است.

پ.ن.
یکی از همکاران این موارد رو در ارتباط مقاله‌های جدید این مجله تذکر داده که حیف است مطلع نشویم: ((مقاله‌هایی با موضوعات Social networks و Missing data و کلاً همۀ مقاله ها خیلی جالب هستندو))  

   


نظرات()   
سه شنبه 6 مهر 1395  05:00 ب.ظ    ویرایش: جمعه 16 مهر 1395 07:49 ب.ظ
نوع مطلب: خاطرات روزمره ،زندگی ،

یکی از لحظاتی که همه‌ی ما همیشه در پس ذهن‌مان داریم و آرزوی رخدادش را نمی‌کنیم برای من به وقوع پیوست. حدود در همین ساعتی که این پیام را نوشته‌ام. پدرم دارفانی را وداع گفتند. همان گونه که همیشه آرزو می‌کردم به آرامی و با عزت فوت کردند. عمر کاملی از خدا گرفتند و برای ما که فرزندشان بودیم همیشه الگوی مردم‌داری، نیکوکاری و همه‌ی صفات خوب بودند. در شهادت برادر 19 ساله‌ام در سال 61 قطره‌ای اشک نریختند و سیاه نپوشیدند چون اعتقاد داشتند او را برای خدا داده‌اند. فوت ایشان قطعا برای ما سخت است اما هر چه در ارتباط با مرگ در خاطر دارم این است که منش ایشان طوری بود که شاید مصداق این آیه قران بودند: کل نفس بما کسبت رهینه (هر نفسی در گرو آن چیزی است که انجام داده است.) ان شا الله خدا به همه ما توفیق عمل صالح و عمر و مرگ با عزت دهد. یکی از همکاران در روز بعد از فوت پدرم پیامی (که در ادامه مطلب می آورم) را ارسال کرده اند که برای من و سایر بازماندگان مایه آرامش بود.

محسن خامسان
حاج محسن خامسان (26/ تیر/1302 - 6/مهر/1395)

ادامه مطلب   


نظرات()   
شنبه 3 مهر 1395  07:47 ق.ظ    ویرایش: شنبه 3 مهر 1395 07:55 ق.ظ
نوع مطلب: اخلاق علمی و تقلب ،

این لینک رو امروز همسرم برایم ارسال کرد. متاسفانه آوازه ی عدم صداقت و شرافت علمی ما به خارج هم رسیده! وقتی وزیر تقلب می کند و برخورد نمی شود! و وقتی که هدف مدرک است و بس، و همه می خواهند یک مدرک بالاتر بگیرند صرف نظر از علاقه به رشته و کسب دانش، وقتی من استاد برای ارتقاء حاضرم همه اصول علمی و اخلاقی را زیر پابگذارم، و وقتی برای کسب درامد بیشتر حاضرم در یک روز در ده جلسه ی دفاع (به عنوان استاد راهنما - مشاور - یا داور) شرکت کنم، اوضاع بهتر از این نخواهیم داشت. مگر می شود به عنوان مثال دانشگاه آزاد شهرمان بیش از 200 دانشجو کارشناس ارشد و 40 دانشجوی دکتری بدون داشتن حداقل شرایط بگیرد و بعد بخواهیم وضع از این بهتر باشد.

   


نظرات()   
دوشنبه 29 شهریور 1395  06:18 ب.ظ    ویرایش: جمعه 26 شهریور 1395 10:23 ق.ظ

کتاب ملاحظات نظری و عملی پیرامون پرسش پژوهش تألیف ریچارد اندروز را با همکاری خانم طالب زاده ترجمه کرده‌ام و توسط انتشارات جامعه‌شناسان منتشر شده است. این کتاب از مجموعه‌ای از کتب است که هر کدام به یک بخش خاص از پژوهش علمی می‌پردازد. در این کتاب به تفضیل ملاحظات مرتبط با انتخاب و تدوین پرسش پژوهش توضیح داده شده است.

   


نظرات()   
شنبه 27 شهریور 1395  12:18 ب.ظ    ویرایش: چهارشنبه 24 شهریور 1395 12:28 ب.ظ

بسیاری معتقدند روان‌شناسان تربیتی صرفاً باید به موضوعات مرتبط با آموزش و یادگیری بپردازند (حتی بعضی فقط این رشته را آموزش‌شناسی می‌دانند) و هر فعالیتی که خارج از این موضوعات باشد را در حیطه‌ی روان‌شناسی تربیتی نمی‌دانند. این مقاله از مجله معتبر Educational Psychology in Practice را چند روز پیش گرفتم. مربوط است به کاربرد درمان شناختی رفتاری در مدرسه و اثر آن بر دانش‌آموزان که توسط روان‌شناسان تربیتی یکی از موسسات ارائه‌ی خدمات این رشته در لندن انجام شده است. به فهرست خدمات این موسسه اگر نگاه کنید دامنه‌ی وسیعی از خدمات (حتی آن‌هایی که به سایر شاخه‌های روان‌شناسی مانند سلامت و بالینی نزدیک است) را مشاهده می‌کنید.

البته قطعا بعضی با چنین رویکردی موافق نیستند و بر کار تخصصی هر کدام از گرایش‌های روان‌شناسی تأکید می‌وررند. اما در ایران که بسیاری از شاخه‌ها (از جمله به طور مثال شاخه‌ی روان‌شناسی مدرسه که در تعریف بر موضوعاتی فراتر از یادگیری و آموزش تأکید دارد) وجود ندارد به نظر می‌رسد روان‌شناسی تربیتی که با فراگیران به طور اعم سروکار دارند باید دانش و مهارت‌های اولیه مورد نیاز در سایر شاخه‌های روان‌شناسی نیز تا حدودی مسلط باشند تا اگر اقدمات حرفه‌ای آن‌ها در سطح اول مداخله اثر نکرد فراگیر را به متخصصان مربوطه ارجاع دهند.

   


نظرات()   
چهارشنبه 24 شهریور 1395  11:48 ق.ظ    ویرایش: چهارشنبه 24 شهریور 1395 01:35 ب.ظ
نوع مطلب: اخلاق علمی و تقلب ،

صبح زنگ زدم احوال یکی از دانشجویان قدیمی ارشدم را بپرسم می‌گفت در فلان شهر خدمت سربازی را در دفتر فرماندهی خدمت می‌کند و مشغول نگارش پایان‌نامه آقای فرماندهی که مسئول گرفتن خلاف‌کاران است!!! می‌باشد. ایمیلی هم از مجله‌ای معتبر داخلی آمد که چون عضو سایت‌شان هستم دعوت کرده بودند که آخرین شماره‌ی مجله را ببینیم. چون چند وقت پیش مقاله‌ی یکی از همکاران را برای آنجا فرستاده بودیم و با علم به حرف نو داشتن مقاله رد شده بود، حساس شدم. از 7 مقاله چاپ شده، 5 مقاله متعلق به شورای نویسندگان و دو مقاله هم اعضا هیات علمی همان دانشگاه بود. مشخص است جایی برای مقاله‌ی دیگر نمی‌ماند!! همه اینها را در کنار مجوز برای دوره دکتری در دانشگاه آزاد شهرمان بدون پایین‌ترین استاندارها و در کنار تبلیغاتی که در چند گروه معتبر روان‌شناسی تلگرام که مرتب دعوت می‌کنند نگارش مقاله و پایان‌نامه‌ها در همه‌ی مقاطع را به ما بسپارید می‌گذارم، سرم گیچ می‌رود. کمی دلم به خودم و کسانی که با آنها کار می‌کنم و به دانشجویانی که اگر نقطه‌ای در کارشان این رو و آن ور باشد تذکر می‌گیرند، می‌سوزد. راستی چه اوضاعی است و به کجا می‌رویم.

   


نظرات()   
شنبه 20 شهریور 1395  12:31 ب.ظ    ویرایش: شنبه 20 شهریور 1395 12:33 ب.ظ
نوع مطلب: آموزش و تدریس ،

سال تحصیلی جدید دانشگاه ها شروع شده و الحمدالله کلاس های صبح که هر دو کارشناسی بودند نیز تشکیل شد. برنامه‌ی کلاسی این ترم و ساعات رفع اشکال و مشاوره در این لینک اعلام شده است.

   


نظرات()   
چهارشنبه 10 شهریور 1395  11:58 ق.ظ    ویرایش: چهارشنبه 31 شهریور 1395 10:21 ق.ظ
نوع مطلب: پژوهش: نگارش ،

یکی از دانشجویان در مورد استناد درون متنی وقتی منبع بیش از سه نویسنده دارد سوال کرده. در این ارتباط بر اساس آخرین شیوه نامه ی انجمن روانشناسان آمریکا APA موارد زیر باید مورد توجه قرار گیرد:

بین 3 تا 5 نویسنده در اولین به کارگیری در متن همه اسامی نوشته می شود و در دفعات بعد عبارت و همکاران (در انگلیسی et al) نوشته می شود. به طور مثال در مقاله ای با سه نویسنده در اولین کاربرد می نویسیم: محمدی, احمدی و حمیدی (1398) .... در دومین کاربرد می نویسیم: محمدی و همکاران (1398) .... و بعد این فقط می نویسیم: احمدی .......

شش و بیش از 6 نویسنده در اولین کاربرد عبارت و همکاران نوشته می شود. مثلاً جلیلی و همکاران (1392) ....در این حالت مشخص می شود که شش یا  بیش از شش نویسنده این مقاله را نوشته اند.

برای اطمینان از آخرین ویراست APA جستجویی هم به فارسی و هم انگلسی انجام دادم. این فایل رو دانشگاه کلوردادو ارائه کرده که خیلی خلاصه و مفید است. این لینک هم توضیحاتی در این مورد داده است. در ضمن این فایل رو هم در یکی از به اصطلاح دانشگاه ها کشور دیدم. دلم گرفت چون مطالبی که من چند سال قبل برای استفاده دانشجویانم تهیه کرده بودم را بدون اینکه به منبع اصلی اشاره کنند منتشر کرده اند.

   


نظرات()   
یکشنبه 7 شهریور 1395  05:36 ب.ظ    ویرایش: یکشنبه 7 شهریور 1395 05:58 ب.ظ
نوع مطلب: خاطرات روزمره ،

دارند دستشویی بخش اداری دانشکده رو درست می کنند. هنگام ظهر برای شستن دست‌ها رفتم آبدارخانه‌ی دانشکده. فرصتی شد با نیروی خدماتی دانشکده‌مان که انسان شریف و پرکاری است بعد مدت‌ها صبحت کنم. برادرش را اخیرا در آتش سوزی از دست داده. رویکردش به زندگی برایم جالب بود. می گفت با یکی دو بچه، یک میلیون و خورده‌ای حقوق می گیرد و تقریباً بیش از این قسط بانک می دهد. عصرها بعد دانشکده می رود جای دیگری نگهبانی و با این اضافه کار زندگی را می‌چرخاند. می‌‌گفت همسرش دندان خرابی داشته که یک سال قبل دکتر تخلیه کرده که عصب کشی کند. نهایتا هفته گذشته درد گرفته. 180 تومان خرحش می‌شده. چاره ای جز کشیدن نبوده.  می‌‌گفت خدا را شکر می کند که کار تقریباً ثابتی دارد. می‌‌گفت هر موقع از کنار گذر که کارگرها ایستاده اند رد می شود خدا را شکر می کند که بالاخره حقوق ثابتی دارد و این اگر جای انها بود معلوم نبود کاری گیرش بیاید و باید شرمنده زن و بچه می رفت منزل.  می‌‌گفت اینها را که می بینید خیلی خوشحال است و قدر زندگی را می داند. این طور هم می شود به زندگی نگاه کرد.

صبح اول وقت کمی غر زدم که چرا کار ساختمانی دانشکده را طول داده اند و دستشویی درست نشده. ظهر از اینکه این کار فرصت شنیدن و صحبت کردن و دیدن همکاری را فراهم آورده خوشحال شدم. از بزرگ منشی‌اش و دیدگاه مثبت‌اش به زندگی با تمام سختی‌ها. با این دید خودم را در بعضی زمینه‌ها کوچک دیدم. تقریباً هر روز که دانشکده هستیم آنچنان مشغول کارها که فرصت دیدن و شنیدن همدیگر را نداریم. مثل ماشین کوکی برای انجام کارهایی شده‌ایم که بعضی‌هایشان خیلی هم ثمر ندارد. فرصت نداریم برای همدیگر وقت بگذاریم و همدیگر را ببینیم؟ چرا؟

   


نظرات()   
شنبه 26 تیر 1395  09:27 ق.ظ    ویرایش: شنبه 26 تیر 1395 09:32 ق.ظ

ترجمه کتاب مقیاس عناصر صوری هنردرمانی که با همکاری خانم‌ها رجب‌پور و رامهر ترجمه شده بالاخره منتشر شد (لینک). مقیاس عناصر صوری هنردرمانی، شیوه‌ای برای ارزیابی روان‌شناختی بر مبنای هنر است که بدون توجه به محتوای نقاشی، و با تأکید بر عناصر هنری موجود در ترسیم، ارزیابی روان‌شناختی را انجام می‌دهد. خانم رجب‌پور برای اولین بار در ایران از این مقیاس در پایان‌نامه‌ی کارشناسی‌ارشدشان استفاده کردند و بعد هم در چندین پروژه‌ی پژوهشی و پایان‌نامه‌ی کارشناسی‌ارشد از این مقیاس استفاده شد. 

   


نظرات()   
پنجشنبه 30 اردیبهشت 1395  05:43 ب.ظ    ویرایش: پنجشنبه 30 اردیبهشت 1395 05:52 ب.ظ

این ایمیل را امروز یکی از دانشجویان سابقم ارسال کرده.

سلام آقای دکتر. شاید امروز برای نوشتن این ایمیل کمی مناسب به نظر برسد. من دانشجوی کارشناسی شما بودم چند سال پیش. یادمه یکی از کلاسهامو نمیومدم و شما به هیچ نحو راضی به حذف تکدرس نشدید و برای من صفر رد کردید... و من مشروط شدم. امروز ایمیل زدم تا بابت اون صفر ازتون تشکرکنم!اون صفر دریچه دیگری به روی من باز کرد. منو به خودم آورد و الان من دانشجوی ارشد روزانه دانشگاه (نام یکی از دانشگاه تراز اول کشور)ام.با بهترین رتبه در کنکور... تاهرجا برسم مدیون اون صفرم که شما بهم دادین.. ممنونم تا ابد.

در مورد این ایمیل دو نکته به ذهنم رسید: بعضی از دانشجویان فکر می‌کنند که اگر با آن‌ها به دلیل سهل‌انگاری که دارند برخورد شود از سر کینه یا عقده یا .... است. این تصور اشتباه است. معلم وظیفه دارد از هر ابزاری برای کمک به ارتقاء سطح دانشجویانش استفاده کند. دوم اینکه طرز برخورد انسان‌ها با مشکلات تعیین کننده‌ی آینده آن‌هاست. عزیزی که ایمیل رو ارسال کرده خیلی راحت می‌توانست آن صفر و مشروطی را نقطه انتهای کارش تلقی کند و با توجیه همه پسند (برخورد نامناسب استاد) به راه دیگری رود. یادمان باشد همه چیز بر تفسیر ما از وقایع استوار است. برای این دانشجوی گرامی آرزوی توفیق بیشتر در زندگی دارم.

   


نظرات()   
سه شنبه 21 اردیبهشت 1395  04:45 ب.ظ    ویرایش: سه شنبه 28 اردیبهشت 1395 10:06 ق.ظ

خیلی سوال می‌شود که چگونه می‌توان اعتبار یک همایش ( کنفرانس، سمینار، کنگره ...) علمی را ارزیابی کرد؟ متاسفانه در حال حاضر ده‌ها همایش به ظاهر علمی توسط افرادی که فقط قصد تجارت دارند عرضه می‌شود. دلیل ساده‌ی برگزاری این همایش‌ها کسب مال با استفاده از ساده‌لوحی و نیاز برخی دانشجویان است. برگزار کنندگان این همایش‌ها نیک می‌دانند بسیاری از دانشجویان، کارکنان و حتی اعضاء هیأت علمی برای کسب امتیاز نیاز به گواهی ارائه‌ی مقاله در همایش‌های علمی دارند و البته نیک می‌دانند که دقت آن چنان زیادی در مورد اینکه این برگه‌های گواهی خوش رنگ!!! از کجا صادر می‌شود نمی‌شود.

چون بعضی دانشجویان در مورد شیوه‌ی ارزیابی همایش‌های علمی سوال کردند گفتم شاید بد نباشد توضیحات کاربردی در این زمینه ارائه شود. برای اینکه اعتبار یک همایش را بررسی کنید باید به سایت همایش مراجعه و چند مورد را چک کنید:

- برگزار کننده: باید حتما دانشگاه معتبر یا انجمن علمی یا وزارت یا سازمان معتبر باشد. گول آرم‌ها را نخورید. به دقت بخش معرفی همایش و برگزار کننده را مطالعه و در این مورد مطمئن شوید. دقت شود که حتی بعضی با برگزاری همایش‌ها در خارج کشور افراد را گول می‌زنند (لینک)

- رئیس و دبیر علمی: رئیس و به ویژه دبیر همایش باید چهره‌ای علمی و مطرح در موضوع همایش باشد. اعضاء هیأت علمی همایش را به دقت بررسی کنید. در ضمن برخی برگزار کنندگان همایش‌های تجاری برای رفع این مشکل به طور عمومی با اعضاء علمی دانشگاه ها مکاتبه می‌کنند و از آن ها دعوت می‌کنند به عضویت علمی همایش درآیند و متأسفانه بعضی از همکاران با بی‌دقتی این دعوت را قبول می‌کنند (به این لینک دقت کنید). یادتان باشد که کمیته علمی همایش باید از افراد سرشناس و معمولاً در حیطه‌ موضوعی همایش باشند. اگر دیدید که افراد از رشته‌های مختلف در یک همایش عضویت دارند در اعتبار همایش شک کنید.

- دامنه‌ی موضوعی: همایش‌های علمی در یک حیطه‌ی کاملاً محدود و مشخص برگزار می‌شوند. یک همایش علمی مثلاً نمی تواند از ارائه‌ی یافته‌های روان‌شناسی تا ادبیات تا کشاورزی تا ... را با هم دربرگیرد. حتی نمی‌تواند یافته‌های علوم نزدیک به هم مثل روان‌شناسی و علوم اجتماعی و علوم انسانی را یک جا در برگیرد.

و

- گول چند واژه‌ی انگلیسی یا خارجی - دادن گواهی از فلان کشور - پوسترهای خوش رنگ - چند پرچم کشورهای خارجی!! - نام چند دانشگاه خارجی را نخورید. یک همایش علمی به این موارد نیاز ندارد . اکثر این ادعاها نوعی شیادی برای گول زدن است.

اینها سایت‌های تعدادی از همایش‌هایی هستند که اعتبار علمی ندارند: لینک 1 - لینک 2 - لینک 3-لینک 4 - لینک 5 - لینک 6لینک 7

   


نظرات()   
جمعه 17 اردیبهشت 1395  02:19 ب.ظ    ویرایش: جمعه 17 اردیبهشت 1395 02:32 ب.ظ
نوع مطلب: خاطرات روزمره ،

لحظاتی پیش باخبر شدم استاد فرزانه دکتر غلامحسین شکوهی بعد سال‌ها بیماری به رحمت ایزدی پیوستند. در دو دهه قبل که در گروه علوم تربیتی دانشگاه بیرجند استخدم شدم دکتر شکوهی به دلیل کسالت و فرار از آلودگی‌های تهران به بیرجند آمده بودند. چند سالی تا شروع دوره دکتری در محضر ایشان بودم. وارستگی ایشان و به معنای واقعی معلم بودن از خصوصیات بارز استاد شکوهی بود. رحلت ایشان را به همه‌ی کسانی که دغدغه‌ی تعلیم و تربیت نسل جدید را دارند تسلیت می‌گویم. مدتی قبل در این لینک خاطره‌ای از دکتر شکوهی نوشتم. یک بار دیگر فراز پایانی آن را به یاد استاد تکرار می‌کنم که:‌« پنجاه هفت سال معلم بودم، هیچ گاه آرزو نکردم که اى کاش شغل دیگرى داشته باشم.»

توصیه می‌کنم اگر وقت داشته باشید کتاب «کلاسی از جنس واقعه» تألیف آقای دکتر نیستانی که دوره کارشناسی‌شان را در دانشگاه بیرجند از محضر دکتر شکوهی فیض برده‌اند و با قلمی رسا خاطرات آموزنده‌شان را به رشته تحریر در آورده‌اند مطالعه کنید (لینک 1 - لینک 2)


   


نظرات()   
پنجشنبه 9 اردیبهشت 1395  09:27 ق.ظ    ویرایش: پنجشنبه 9 اردیبهشت 1395 10:49 ب.ظ
نوع مطلب: خاطرات روزمره ،

بالاخره نام گذاری روزها (که البته من خیلی با آن موافق نیستم!!) به روان‌شناسان و مشاوران هم رسید و امسال امروز را اولین روز روان‌شناس و مشاور نام‌گذاری کرده‌اند. این نام‌گذاری اگر به نهادینه کردن حرفه‌ی روان‌شناسان و مشاوران برای عموم مردم کمک کند مایه‌ی خیر و برکت خواهد بود. به هر صورت  این روز را به همه‌ی همکاران تبریک می‌گویم و متن زیر که بخش پایانی مطلبی است که یکی از همکاران برایم ارسال کرده‌اند را تقدیم می‌کنم. مطلب اصلی آن (اتاقم پر از ناگفته هایی است ...) واقعیتی است که فقط روان‌شناسان و مشاوران آن را به خوبی لمس می‌کنند:
......
من اکنون یک روان‌شناسم ...
اتاق من پر است از ناگفته‌هایی که به سختی و با احتیاط بیان شدند ...
پر است از شکستن بغض‌هایی که سال‌ها در برابر شکستن مقاومت کرده بودند ...
خلوتم پر است از رازهایی که بنا بود هیچ وقت به زبان آورده نشوند ...
سکوت اتاق من بارها شاهد رها کردن تمام دستاویزها و رسیدن به باور "توانستن‌ها" بوده است...
شاهد التیام دردها و رنج‌ها ...
اطراف من پر است از نگاه های خیره و دنبال فرصت بودن ها...
پر از تردید بین گفتن یا نگفتن ...
 
من روان‌شناسم ...
روان‌شناس بودن انتخاب من است ...
می‌دانید روان‌شناس بودن درد شیرینی‌ست

   


نظرات()   
سه شنبه 17 فروردین 1395  01:34 ب.ظ    ویرایش: سه شنبه 17 فروردین 1395 03:30 ب.ظ
نوع مطلب: خاطرات روزمره ،

دیروز دکتر آیتی (رئیس دانشکده) بزرگوارنه به دفترم آمدند و گفتند شخصی در ارتباط با مجله‌ای که قبلا داشتیم (دانش روان‌شناختی) پشت خط است و چون گرفتار بودم قرار شد به تماس گیرنده گفته شود که ایمیل بزنند. آن فرد ایمیل زد و من هم پاسخ دادم. بعد ارسال پاسخ، ایشان این ایمیل را برایم ارسال کردند:

با سلام و تحیت مجدد آقای دکتر. از پاسخ شما ممنونم. الحمدالله وقتی هم بنده تماس گرفتم همکاران دانشکده بنده را چندبار ارجاع به جاهای مختلف دادند و  بسیار دلسوزی کردند تا کار بنده راه بیفتد. واقعا دلسوزی و حسن وظیفه این دانشکده قابل ستودن است و همچنین رئیس دانشکده که جنابعالی چنین میفرمایید. بنده خودم در وزارت علوم کار می کنم و متوجه میشوم تفاوت رفتار و برخوردها را......

من هم این پاسخ را دادم:
سلام. بله دانشکده ما در این زمینه واقعا قابل تعریف است. من هم البته مدتی است برای پیگری موضوعی در وزارت از طریق تلفن پیگیر  کاری هستم برخلاف انتظار کارشناس مسئول ان همیشه سرکار بوده و همیشه هم پاسخ گو هستند. برای من هم مثل شما باعث تعجب بود. البته تعجب بیشتر ما باید بیشتر از این بابت باشد که چرا تعجب می کنیم؟! چرا باید وضعیت به گونه ای باشد که اگر کسی وظیفه خود را انجام می دهد و پاسخ گو است باید تعجب کنیم و برایمان عیجب باشد.
-----
در ادامه پیام یکی از دانشجویان را که متعاقب این مطلب برایم ارسال کرده اند را مطالعه کنید:

ادامه مطلب   


نظرات()   
یکشنبه 15 فروردین 1395  07:01 ب.ظ    ویرایش: جمعه 13 فروردین 1395 07:06 ب.ظ

فراتحلیلی پیرامون نقش فعالیت‌ بدنی در درگیری فراگیر در امور مدرسه در نشریه معتبر روان‌شناس تربیتی(Educational Psychologist) به چاپ رسیده است (لینک). فعالیت‌های بدنی در سلامت نقش مهمی دارد اما نقش آن در درگیری دانش‌اموز در تحصیل (درگیری شناختی، هیجانی و رفتاری) کمتر کار شده است. در این مقاله پژوهش‌های مرتبط با این موضوع جمع‌بندی شده است. به طور کلی نتایج نشان می‌دهد فعالیت‌های بدنی نقش کم اما مثبتی بر درگیری دانش‌اموز در امور مدرسه و تحصیل دارد.

   


نظرات()   
شنبه 14 فروردین 1395  11:17 ق.ظ    ویرایش: شنبه 14 فروردین 1395 11:20 ق.ظ
نوع مطلب: خاطرات روزمره ،

این است حکایت اولین روز کاری کلاس ها بعد از حدود سه هفته تعطیلات: تعطیل! به نظرم هیچ مملکتی با خوشگذرانی و تعطیلی پشت تعطیلی (حال به هر مناسبتی و به هر دلیلی) پیشرفت نکرده و ما هم نخواهیم کرد!!


   


نظرات()   
جمعه 13 فروردین 1395  11:40 ق.ظ    ویرایش: جمعه 13 فروردین 1395 11:54 ق.ظ
نوع مطلب: پژوهش: نگارش ،

استفاده از منابع دست دوم در متون علمی ایران متاسفانه بسیار رایج شده است. منبع دست دوم به منبعی گفته می‌شود که شما نظر یا پژوهش شخص دیگری را از متن اصلی خود او مطالعه  نکرده اید بلکه مقاله یا کتاب شخص دیگری را مطالعه و از آن منبع مطلب را نقل می‌کنید. استفاده از منابع دست دوم به بعد در متون علمی پسندیده نیست و علت اصلی این امر نیز کم شدن سندیت مطلب است. به عبارت دیگر، اگر فردی که مطلب را نقل کرده دقت (یا شاید صداقت!)  نداشته باشد افرادی که مطلب را از او نقل می‌کنند دچار خطا می‌شوند. در ایران معمولاً در سطح کارشناسی‌ارشد اجازه داده می‌شود دانشجو از منبع دست دوم استفاده کند. استفاده از منبع دست دوم در سطوح عالی‌تر (دکتری) به هیچ وجه مجاز نیست.

اخیراً حتی از دانشجویان کارشناسی‌ارشدم خواسته‌ام که به هیچ وجه از منبع دست دوم استفاده نکنند. با توجه به پایگاه‌های اطلاعاتی علمی نسبتاً مناسب  آن‌ها به راحتی می‌توانند به منابع اصلی دسترسی پیدا کنند. البته ذکر این نکته هم ضروری است که استفاده از منبع دست دوم به مراتب به عدم صداقت علمی ترجیج دارد! بعضی از دانشجویان به جای اینکه منبع اصلی را پیدا و مطالعه کنند فقط رفرنس منبع اصلی را از منبع دست دوم برداشته و در مقاله یا گزارش‌شان کپی می‌کنند. این عمل (عدم مطالعه یک منبع و استفاده از آن در متن علمی‌) تقلب محسوب شده و با قوانین شرافت علمی مغایر است.

   


نظرات()   
چهارشنبه 4 فروردین 1395  11:20 ق.ظ    ویرایش: چهارشنبه 4 فروردین 1395 02:53 ب.ظ
نوع مطلب: پژوهش: موضوع ،

یکی از دانشجویان کارشناسی‌ارشد در ارتباط با جستجوی پیشنیه‌ی مرتبط با موضوع پژوهشش این سوالات را مطرح کرده است:

با سلام وتبریک  سال نوخدمت استاد گرامی وآرزوی سلامتی برای شما. ببخشیداستاد در تعطیلات نوروز مزاحم شما می شوم. به دلیل کمبود وقتی که تا زمان ارائه دارم جند سوال دارم که در صورت امکان اگر وقت دارید راهنماییم کنید. 1- با توجه به این که موضوع من رابطه ی اختلال اعتیاد به اینترنت بر عزت نفس است  تعداد مقالاتی که من در این رابطه به دست آوردم با استفاده از پایگاههای مختلف کم است برای بررسی پیشینه ی پژوهش باید مقالات دیگری که اختلال اعتیاد به اینترنت را بررسی کردند را استفاده کنم؟ 2- با توجه به موضوع که رابطه اختلال اعتیاد به اینترنت برعزت نفس است آیا باید تمام مقالات مربوط به متغیر دوم (عزت نفس) را هم بررسی کنم یا فقط مقالات مربوط اختلال اعتیادبه اینترنت را؟ با تشکر فراوان

اما پاسخ در ادامه مطلب بخوانید

ادامه مطلب   


نظرات()   
یکشنبه 1 فروردین 1395  08:00 ق.ظ    ویرایش: پنجشنبه 20 اسفند 1394 09:20 ب.ظ
نوع مطلب: خاطرات روزمره ،

یک سال دیگر هم گذشت. امیدوارم سالی که گذشته برای همه منشا خیر و برکت بوده باشد و سال آینده نیز توام با تندرستی؛ آرامش و موفقیت باشد.


   


نظرات()   
شنبه 1 فروردین 1394  02:15 ق.ظ    ویرایش: چهارشنبه 27 اسفند 1393 12:01 ب.ظ
نوع مطلب: خاطرات روزمره ،

سال 93 با همه‌ی خوبی‌ها و (شاید برای بعضی‌ها) بدی‌هایش هم تمام شد. سال جدید رو به همه تبریک می‌گویم امیدوارم سال 94 سال تندرستی و لحظات شاد برای همه باشد.


   


نظرات()   
دوشنبه 25 اسفند 1393  11:27 ب.ظ    ویرایش: جمعه 22 اسفند 1393 08:33 ق.ظ
نوع مطلب: خاطرات روزمره ،

سال 93 رو به اتمام است. در این ایام همه به فکر خانه‌تکانی هستیم و چه خوب که به جای جنبه‌های مادی، خدا توفیق دهد که خانه‌ی دل را هم تکانی بدهیم. خدا به من یکی که این توفیق رو نداد که خانه‌ی دل رو تکان بدهم اما از جنس دیگری خانه‌تکانی کردم. مدتی بود که احساس می‌کردم بعضی کارها را نه از روی توجیه منطقی و  یا به‌خاطر احساس درونی به موثر بودن قبول کرده‌ام بلکه بیشتر با فشار زیاد (از جنس همان احساس مسئولیت‌هایی که موقع انتخابات به همه دست می‌دهد!!!)‌ پذیرفته‌ام. تعدد کارها هم منجر به فشار زیاد و کمی احساس کسالت در بهمن‌ماه را موجب شد. لذا تصمیم گرفتم آخر سالی خانه‌تکانی در مسئولیت‌ها بکنم و هر کاری که احساس می‌کنم بی‌فایده یا غیرمؤثر است را کنار بگذارم. برای همین هفته‌ی اول اسفند چهار استعفاء را تحویل مدیران دانشگاه، وزیر و یک مورد هم در بیرون دانشگاه دادم. تصمیم برای همه‌ی اینها به جز یکی برایم خیلی ساده بود. یکی از این کارها را نه اینکه معتقد بودم بی‌فایده یا غیرمؤثر است، بلکه چون اراده‌ی لازم در مجموعه‌ی مدیریتی که کار می‌کنم را برای اجرای برنامه‌ها مشاهده نکردم کنار گذاشتم.  مانده یک مسئولیت دیگر که به‌دلایلی تا یکی دو هفته‌ دیگر خانه‌تکانی‌اش را به تعویق انداخته‌ام. ان شاء الله خدا به همه‌ی ما توفیق دهد که بیش از خود، کشور را ببینیم و توفیق دهد که با عوض شدن سال، حال‌مان هم تغییر یابد.

   


نظرات()   
پنجشنبه 21 اسفند 1393  11:37 ب.ظ    ویرایش: جمعه 22 اسفند 1393 08:45 ق.ظ
نوع مطلب: جامعه‌ی ایران ،

چند روز پیش به دلیل مشکل یکی از بستگان 12 ساعتی را مهمان بیمارستان شهید رحیمی بیرجند بودم. تا انسان بعضی چیزها را از نزدیک نبیند نمی‌تواند به عمق فاجعه‌ در جامعه‌ای که زندگی می‌کند پی‌ببرد. صدها بار خدا را به خاطر نعمت سلامت و اینکه مرا به بندگانش محتاج نکرده شکر کردم. با خودم فکر می‌کردم که تک تک ما جدا از کل، انسان‌های خوبی به نظر می‌رسیم ولی نمی‌دانم وقتی جمع می‌شویم، به قول گشتالتی‌ها در روان‌‌شناسی می‌شویم کل، این ما چرا چنین افتضاحی به بار می‌آورد!!  با خودم می‌گفتم من و همراهم که هر دو دکتر هستیم و شناخته شده و سفارش شده!!! چنین با ما رفتار می‌شود، وای به  شخصی که کسی را ندارد؟!!! توصیف وضیعت سیستمی ما همانند دستگاهی است با چرخ دنده‌های بسیار خوب که وقتی قرار است کنار همدیگر کار کنند، تکان نمی‌خورند. البته وقتی خوب فکر کردم دیدم ایراد زیادی به آن بیمارستان نیست! بغل گوشم در همین دانشگاه خودمان اوضاع را مقایسه کردم، دیدم فرق چندانی با آن بیمارستان ندارد. خدا ما را به ما واگذار نکند!

   


نظرات()   
دوشنبه 18 اسفند 1393  09:47 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 19 اسفند 1393 08:29 ب.ظ

متأسفانه در سال‌های اخیر به دلیل گسترش فناوری اطلاعات و شبکه‌های اجتماعی و از طرف دیگر گسترش تلفن‌های همراه نوع آسیب‌ها تفاوت زیادی نسبت به قبل داشته است. در جلسه‌ای یکی از مدیران پلیس فتا می‌گفت که الان بیش از 80 درصد کلاه‌برداری‌ها و دزدی‌های از بانک‌ها  از طریق اینترنت است و بسیاری از موارد فرد کلاهبردار از داخل زندان این کار را انجام می‌دهد!! ما هم در مرکز مشاوره با نوع دیگری از آسیب‌ها مواجه هستیم. اخیراً به‌طور مکرر دانشجویان دختری به ما مراجعه می‌کنند که از سوی شخصی که قبلاً با او دوست بوده‌اند مورد تهدید برای ادامه‌ی نوع خاصی از رابطه قرار می‌گیرند. علت آن هم در اختیار داشتن عکس‌ یا فیلم و تهدید به انتشار آن است. حتی یک مورد گرفتن فیلم در خوابگاه دختران را داشته‌ایم که فرد مورد نظر از دوستانش فیلم گرفته و با دوست پسرش اخاذی می‌کرده. البته در این موارد  اگر دختران ما به‌جای فرو رفتن در مردابی که خودشان با بی‌دقتی برای خود ایجاد کرده‌اند،‌ از ابتدا کمی دقت می‌داشتند و بعد از گیر افتادن هم بلافاصله مراجعه کنند به‌راحتی می‌توانیم موضوع را جمع کنیم. مشکل آنجا عمیق‌تر می‌شود که فرد به دلیل ترس در گرداب خودساخته‌اش بیشتر فرو می‌رود. (ایمیلی که در ادامه مطلب می‌آید یکی ار سه مورد مراجعه‌ی مشابه در ماه اسفند است)

توصیه ما این است که در نوع روابط دقت داشته باشند؛ گول حرف‌هایی که زده می‌شود را نخورند (همه‌ی کلاه‌بردارها اول در چشم آدم مال‌باخته فردی خوب و امینی جلوه می‌کنند)؛ به‌هیچ وجه اجازه‌ی تهیه عکس و فیلم ندهند (حتی در جمع‌های زنانه!)؛ و اگر مورد تهدید قرار گرفتند حتماً مراجعه کنند (گول تهدید طرف مقابل را که من آب از سرم گذشته اگر رفتی و شکایت هم کردی ترسی ندارم، را نخورید).

ادامه مطلب   


نظرات()   

گذر عمر

حرفهای ما هنوز ناتمام،‌ تانگاه می كنی وقت رفتن است.... قیصر امین پور