تبلیغات
گذر عمر
شنبه 28 دی 1392  10:02 ب.ظ    ویرایش: یکشنبه 29 دی 1392 09:37 ق.ظ

یکی از مشکلات در زمان ترجمه، شکل تلفظ اسامی خاص اشخاص یا مکان‌هاست. برای ما که در موقع نگارش متون علمی از منابع بیگانه استفاده می‌کنیم، نوشتن نام فرد به زبان فارسی غالباً دشوار است. بسیاری از مجلات علمی درخواست می‌کنند در متن نام‌های خاص به فارسی نوشته شود و معادل آن‌ها در پاورقی ذکر گردد. البته بعضی مجلات هم ترجمه نام‌های خاص به فارسی را ضروری نمی‌دانند و درخواست می‌کنند نام‌ها به همان زبان انگلیسی در متن ذکر شود. به‌نظرم در شیوه‌ی دوم هر چند شکل متن فارسی کمی به هم می‌ریزد اما در بسیاری از موارد با این شیوه شاید کمتر اشتباه کنیم چون تلفظ اسامی خاص بعضی اوقات مشکل است. بگذرم: همه را گفتم تا این سایت را معرفی کنم که تلفظ بسیاری از اسامی خاص را ارائه می‌کند.

   


نظرات()   
شنبه 28 دی 1392  08:27 ق.ظ    ویرایش: یکشنبه 29 دی 1392 09:43 ق.ظ

پال اسشوتز (Paul A. Schutz) در مقاله‌ای که در شماره جدید مجله روان‌شناس تربیتی (دوره‌ی 49، شماره‌ی 1، ژانویه 2014 ) به چاپ رسیده، به موضوع هیجانات معلمان پرداخته است. در چکیده‌ی این مقاله گفته شده معلمی مانند بسیاری از حرفه‌ها شغلی است هیجانی؛ معلم وقتی تدریسش طبق برنامه پیش می‌رود بینهایت خوشحال و وقتی با دانش‌آموزی مشکل‌دار مواجه می‌شود احساس ناکامی می‌کند. در این مقاله پژوهش‌های مرتبط با موضوع هیجان معلمان و برنامه‌های مرتبط با آن خلاصه شده است و می‌تواند مورد استفاده پژوهشگرانی باشد که به این موضوع علاقه‌مند هستند.

   


نظرات()   
جمعه 27 دی 1392  10:10 ب.ظ    ویرایش: جمعه 27 دی 1392 02:29 ب.ظ
نوع مطلب: جامعه‌ی ایران ،

فکر می‌کنم یکی از عللی که بعضی (البته نه چندان کم!) از نسل جوان ما به ارزش‌هایی که ما (منظورم نظام هم در سطح کلان، دولت، و هم در سطح خرد، خانواده) برایشان ترسیم کرده ایم، توجه نمی‌کنند، نوعی تناقض، تعارض و ابهام در عمل ماست، مایی که باید الگوی آن‌ها باشیم. در آزمایش‌های کلاسیک روان‌شناسی نشان داده شده که وقتی قاعده‌ای در برخورد و پیامد رفتار حتی با حیوانات نداشته باشیم، آن‌ها تعادل روانی و رفتاری خود را از دست می‌دهند. حالا حکایت نسل جوان مظلوم ما همین شده. فکر می‌کنیم با نسلی که 40 یا 50 سال قبل بوده‌اند مواجه هستیم که خیلی زود شاید به دلیل عدم دسترسی به اطلاعات،‌ هر چه به آن‌ها بگوییم را باور کنند. فقط به طور مثال دو نمونه از نوع کنش ما در برخورد با مسائل را می‌خواهم مثال بزنم تا نشان دهم با این شیوه ره به جایی نمی‌بریم. سرمان را کرده‌ایم توی برف و فکر می‌کنیم خوب بقیه را با این نوع برخورد توجیه می‌کنیم. رفتارمان به عنوان الگوهای نسل جوان مملو است از تناقض،‌تضاد و ابهام. مملو است از عدم صداقت و راستی. مملو است از بی‌برنامگی و بی‌نظمی و مملو است از ...... همان چیزهایی که عکسش را از آن‌ها می‌طلبیم

مورد اول: خانم دکتر ابتکار قرار شده قبل از خطبه‌های نماز جمعه سخنرانی کند و این را اعلام کرده‌ایم. چطور شده که این قضیه بهم خورده به ما ربطی ندارد. رئیس ستاد نماز جمعه دلیل آورده که ایشان کسالت داشته‌اند ولی خود خانم دکتر این مطلب را گفته. بالاخره یکی دروغ گفته! چرا از دیگران می‌خواهیم صادق باشند و خودمان دروغ تحویل می‌دهیم؟

مورد دوم:‌ هم که موضوع تیراندازی یکی از مداحان معروف بوده که از قرار معلوم در قلب پایتخت اتفاقی افتاده ولی هزار و یک روایت از ان ارائه کرده‌ایم. هر کس چیزی می‌گوید. پر از تناقض و ابهام. الگویی که خودمان بزرگش کرده‌ایم خطایی مرتکب شده یا نشده؟ معلوم نیست. نوع برخورد ما با قضیه است که نسل جوان را به سمتی می‌برد که فکر کند در این مملکت همه چیز نوعی بازی است، آنهم از نوع کثیف آن. البته اگر می‌خواهیم جوانان ما آنچیزی باشند که ما می‌خواهیم باید این‌گونه (لینک) رفتار کرد.

   


نظرات()   
چهارشنبه 25 دی 1392  09:54 ب.ظ    ویرایش: چهارشنبه 25 دی 1392 10:04 ب.ظ

کتاب الکترونیکی خاطرات دکتر منصوری معاون پژوهشی دولت اصلاحات منتشر شده و در این لینک به رایگان در اختیار است. خواندن این کتاب را به همه توصیه می‌کنم. گوشه‌ای از وضعیت ساختار اداری و سازمانی ما را به خوبی تشریح کرده‌اند. ذکر خیری هم از استادم خانم دکتر الهه حجازی برای تصدی دفتر نظارت و ارزیابی معاونت پژوهشی شده است که نشان از دقت نظر دکتر منصوری در انتخاب تیم مشاوران و مدیرانش دارد. 

   


نظرات()   
چهارشنبه 25 دی 1392  12:06 ب.ظ    ویرایش: چهارشنبه 25 دی 1392 12:49 ب.ظ
نوع مطلب: زندگی ،

مطلبی که در ادامه می‌آید را جناب امینایی برایم ارسال کرده‌اند. موضوعی که این روزهای خیلی با آن روبرو هستیم. صبح با همسرم در مسیر کار در مورد اینکه چقدر والدین (به ویژه مادران) روی درس و سلامت و ... کودکان و نوجوانان و حتی جوانان‌شان حساس هستند صحبت می‌کردیم. می‌گفتند با دوستی صحبت می‌کرده‌اند که کاش زودتر امتحانات تمام شود،‌پدرم درآمده است؟؟‍‍ کویی خودش امتحان دارد!! بسیاری از اوقات والدین بیش از خود فرزند در فشار هستند. این روحیه، فشار مضاعفی را بر بچه‌ها وارد می‌کند. در بسیاری از مراجعات ما که دانش‌آموزان با اضطراب تحصیلی توسط والدین می‌آیند بعد از چند جلسه به این نتیجه می‌رسیم که باید والدین را و نه کودک را درمان کرد!!

بگذرم، متن را بخوانید در مورد این است که ترین‌هایی که ما برای فرزندان یا حتی خودمان وضع می‌کنیم ریشه‌ی بسیاری از مشکلات است. امروز صبح با یکی از دانشجویان ارشد قبلی‌ام که ظلم مسلمی در دانشگاه بیرجند به او رفته بود و من هم متأسفانه نتوانستم کاری برایش بکنم تماس گرفتم. شنیدم کمر درد است گفتم احوال‌پرسی کنم. گفتم مقاله‌ات چی شد و پژوهش می‌کنی یا نه؟ پاسخی داد که لذت بردم. گفت می‌خواهم کارهایی را انجام دهم که از آن احساس لذت بیشتری می کنم! یا به تعبیر این حکایت احساس خوشبختی بیشتری می‌کنم. هر چند اگر با او به انصاف برخورد می‌کردیم چنین حالتی نسبت به پژوهش نمی‌داشت.

ادامه مطلب   


نظرات()   
سه شنبه 24 دی 1392  08:14 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 23 دی 1392 08:15 ق.ظ

برنامه‌ی نیم‌سال آینده را در صفحه‌ی برنامه‌ی کلاسی گذاشته‌ام. تغییرات جزیی در برنامه محتمل خواهد بود.

   


نظرات()   
دوشنبه 23 دی 1392  10:13 ق.ظ    ویرایش: چهارشنبه 26 آبان 1395 10:10 ب.ظ

فکر می‌کنم کسانی که در حیطه‌ی روان‌شناسی تربیتی کار می‌کنند باید هر از گاهی سری به این مجلات بزنند.

در ایران:

= مجلات با عنوان روان‌شناسی تربیتی و با اعتبار علمی پژوهشی
- فصلنامه روان‌شناسی تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی
- فصلنامه پژوهش های کاربردی در روانشناسی تربیتی پیام نور


= مجلات  با عنوان روان‌شناسی تربیتی و بدون اعتبار علمی و پژوهشی
- فصلنامه روانشناسی تربیتی دانشگاه آزاد تنکابن


= مجلات مرتبط با روان‌شناسی تربیتی
- کلیه‌ی مجلات روان‌شناسی کاربردی و علوم تربیتی مقالات وابسته به روان‌شناسی تربیتی را منتشر می‌کنند:
- تدریس پژوهی دانشگاه کردستان

- سایر مجلات حوزه علوم تربیتی و یا روانشناسی نیز پژوهش های انجام شده در حیطه روانشناسی تربیتی را منتشر می کنند.

در خارج کشور:

- در این لینک فهرستی از مهم‌ترین مجلات خارجی (انگلیسی) در حیطه‌ی روان‌شناسی تربیتی و گرایش‌های وابسته به آن ارائه شده است.

- در این لینک فهرستی از مجلات روانشناسی تربیتی خارجی (انگلیسی) با ضریب تأثیر آن ارائه شده است.

- در زیر لینک مهم‌ترین مجلاتی که مستقیماً درحیطه‌ی روان‌شناسی تربیتی به زبان انگلیسی منتشر می‌شوند ارائه شده: 


و اینهم تعدادی دیگر از مجلات روان‌شناسی تربیتی در سایر کشورها

   


نظرات()   
یکشنبه 22 دی 1392  10:17 ب.ظ    ویرایش: جمعه 20 دی 1392 08:29 ق.ظ

همکار شیرازی گرامی‌ام جناب دکتر عسگری اخیراً چند کتاب را ترجمه کرده‌اند که در زیر عناوین آن را می‌آورم. داوری دو کتاب از طرف دانشگاه به من محول شده بود. در ضمن ایشان وبلاگی تحت عنوان دست‌چین هم دارند که مطالب بسیاری جالب و کاربردی را دست‌چین! کرده و در آن نشر داده‌اند. اطلاعات مربوط به کتب هم در این وبلاگ کامل‌تر ارائه شده است. با آرزوی موفقیت برای ایشان

- کتاب راهنمای جامع تجزیه و تحلیل داده های تک متغیره و چند متغیره
-  نظارت اثربخش
- آموزش گام به گام AMOS 16

   


نظرات()   
شنبه 21 دی 1392  08:19 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 23 دی 1392 07:59 ق.ظ

جستجو  و اطلاع پیرامون کتب منتشر شده در ارتباط با موضوعات پژوهشی و مطالعاتی ازنیازهای اساسی هر پژوهشگری است. برای دسترسی به کتب منتشر شده در ایران به جز پایگاه اطلاعات علمی کتابخانه‌ی ملی ایران، سایت خانه‌ی کتاب نیز به عنوان یک منبع بسیار غنی می‌تواند برای جستجوی مورد استفاده قرار گیرد.

   


نظرات()   
چهارشنبه 18 دی 1392  08:21 ق.ظ    ویرایش: چهارشنبه 18 دی 1392 11:14 ق.ظ

متأسفانه بار هم دو ماه به کنکور دکتری مسئولین شوکی را به داوطلبان وارد کردند و مجدد نشان دادند که برنامه‌ریزی در مملکت ما فقط حرف است!! چندین نفر از دانشجویان درخواست کرده‌اند که در مورد متون تخصصی و واژگان مرتبط با آن منابعی را معرفی کنم. البته معتقدم هر کس درسال گذشته روی زبان عمومی کار کرده نباید نگران باشد. قطعاً با بالا رفتن سطح زبان عمومی، درک متون تخصصی هم راحت‌تر است. اما اگر کسی خواست واژگان تخصصی روان‌شناسی را افزایش دهد لینک‌های زیر را پیشنهاد می‌کنم.

لینک یک لینک دو لینک سه لینک چهار   لینک پنج و این لینک که حالت فلش کارت در کل به نظرم اخرین لینک از همه مفید تره 

در ضمن مطالعه این کتب که واژگان عمومی آکادمیک را آموزش می‌دهند هم بسیار مناسب است. لینک مستقیم برای دانلود کتاب را می‌گذارم که زحمت خریدن کتب کمتر شود. مطالعه‌ی همه‌ی این کتب سخت است شاید بهتر باشد یک کتاب را انتخاب و به طور دقیق و کامل مطالعه شود. کتاب یک کتاب دو کتاب سهکتاب چهار کتاب پنج در ضمن دقت شود نسخه پی دی اف کتاب دانلود شود تا در باز کردن آن دچار مشکل نشوید

برای همه‌‌ی دانشجویان که قصد شرکت در آزمون دکتری را دارند آرزوی موفقیت دارم

   


نظرات()   
دوشنبه 16 دی 1392  10:44 ب.ظ    ویرایش: جمعه 13 دی 1392 10:45 ب.ظ

این اطلاعیه را گروه روان‌شناسی تربیتی انجمن روان‌شناسی ایران ارسال کرده‌اند. 

به نام دوست كه هر چه داریم از اوست
بدینوسیله از کلیه اساتید، فارغ التحصیلان، دانشجویان و کلیه علاقمندان به روان شناسی تربیتی دعوت میشود تا در بحث آزاد گروه تخصصی روان شناسی تربیتی که با هدف بررسی چالش های پیش روی روان شناسان تربیتی،ارائه راهکارها و پیشنهادات و جذب نیروهای علاقمند و فعال در این رشته برگزار می گردد؛حضور بهم رسانند.

زمان: ١٧ بهمن ماه ١٣٩٢- ساعت ٨:٣٠
مکان: خیابان ملاصدرا – شیراز شمالی - خیابان پردیس- بوستان سئول – خانه ریاضیات

روابط عمومی انجمن روانشناسی ایران

   


نظرات()   
یکشنبه 8 دی 1392  12:06 ق.ظ    ویرایش: یکشنبه 8 دی 1392 12:21 ق.ظ

امروز با چند نفر از همکاران مرکز در مورد برنامه‌هایی که می‌توانیم برای کاهش افت تحصیلی داشته باشیم مشورت می‌کردیم. یک نظر اطلاع وضعیت تحصیلی دانشجویان به والدین‌شان است، به‌ویژه دانشجویانی که در معرض مشروط شدن یا اخراج هستند. به تجربه متوجه شده‌ام که یکی از نشانه‌های دانشجویان در معرض آسیب، موضوع افت تحصیلی دانشجو است. تقریباً اکثر دانشجویانی که دچار مشکل می‌شوند، افت تحصیلی را در کارنامه‌هایشان دیده می‌شود. این امر آن‌‌قدر جدی است که تقریباً با اطمینان بالا می‌توانم بگویم هر دانشجویی که به نسبت ترم قبل بیش از یک نمره (براساس رشته) افت معدل داشته باشد به احتمال خیلی زیاد اتفاقی در زندگی‌اش در جریان است که اگر به موقع مداخله کنیم شاید بتوانیم کمک زیادی خصوصاً از بابت اینکه این مشکل به فاجعه!! تبدیل نشود، انجام دهیم.

یک راه مداخله هم این است که شاید  وضعیت دانشجویانی که با تذکرات دانشگاه اقدامی برای افت تحصیلی‌شان نمی‌کنند را به والدین اطلاع دهیم. اما قضیه به همین سادگی نیست. چندین  بحث اینجا مطرح است:
- اینکه دانشجو دیگر نوجوان نیست و جوان و مستقل شده: ولی آیا واقعاً سن عبور از نوجوانی به جوانی 18 سال است؟ آیا مشخصه‌های یک انسان نیمه‌مستقل (نه مستقل!!) را الان در این سن داریم؟
- آیا دانشگاه‌ها حق این را دارند که اطلاعات دانشجو را به خانواده بدهند و اصولاً چنین وظیفه‌ای به دوش آن‌ها است؟ موضوع حریم خصوصی دانشجو اینجا می‌تواند مطرح شود؟
- آیا خانواده‌ها سیستم درست تربیتی را اعمال می‌کنند به شکلی که وقتی فرزندشان در سن 18 سالگی وارد دانشگاه بشود،‌ دانش و مهارت‌های لازم برای زندگی مستقل و در محیط احتمالاً پر آسیب را داشته باشد؟

همه اینها قابل بحث است. برای ما که بعضاً آسیب‌های شدید دانشجویان را می‌بینیم و به فکر راه حل برای مهار آن‌ها هستیم اینها سوالات مهمی است. البته فکر نکنم خاص ایران باشد. این مقاله را به قلم پروفسور آمیتای اتزیونی از دانشگاه جورج واشنگتن دیدم. مقاله تحت عنوان «آیا دانشگاه ها باید با والدین در مورد فرزندانشن صحبت کنند؟» است و دقیقاً همان دغدغه‌های ما چه از سوی والدین و چه مسئولین دانشگاه در مورد تماس با والدین در مورد دانشجویان از سوی دانشگاه را بحث کرده است. به نظرم باید در این مورد در سطح کلی (وزارت) قوانین و دستورالعمل‌هایی داشته باشیم.

   


نظرات()   
چهارشنبه 27 آذر 1392  10:33 ب.ظ    ویرایش: چهارشنبه 27 آذر 1392 10:45 ب.ظ
نوع مطلب: زندگی ،

آقای امانی این عکس را  برایم ارسال کرده‌اند. راه رسیدن به موفقیت: سمت چپ راهی که مردم فکر می‌کنند و سمت راست راهی که در جریان عمل و واقعیت برای رسیدن به عمل وجود دارد. در برخورد با دانشجویان و بسیاری از مراجعان به این نکته رسیده‌ام که خیلی‌ها فکر می‌کنند برای رسیدن به هدفی و موفقیتی نیازی به تلاش و کوشش و عبور از موانع و ... وجود ندارد. فکر می‌کنند خیلی راحت می‌توان جایی نشست و فردایش موفق شد. 

   


نظرات()   
سه شنبه 26 آذر 1392  11:43 ب.ظ    ویرایش: جمعه 15 آذر 1392 11:46 ب.ظ

یکی از موضوعاتی پژوهشی‌ام بحث تعلل‌ورزی یا اهمال‌کاری است. در حاشیه مطلبی که تحت عنوان امید نوشته بودم، خواننده عزیزی حکایتی را آورده‌اند که به نوعی به استفاده از فرصت‌های و نگاهی که ما به زمان انجام عمل داریم مربوط است و البته به بحث امید! این حکایت خواندنی است:

فرشته از شیطان پرسید:
قویترین سلاح تو برای فریفتن انسانها چیست؟
شیطان گفت به آنها می گویم «هنوز فرصت هست»
شیطان از فرشته پرسید:
قدرتمند ترین سلاح تو برای امید بخشیدن به انسانها چیست؟
فرشته گفت به آنها می گویم «هنوز فرصت هست».

   


نظرات()   
جمعه 22 آذر 1392  08:15 ب.ظ    ویرایش: جمعه 15 آذر 1392 08:19 ب.ظ

معتقدم که هدف زندگی، آرامش است. بسیاری از افراد دسترسی به این آرامش را در چیزهایی می‌بینند که با واقعیت و تجربه‌ی افرادی که زندگی به میانه رسانده‌اند، منطبق نیست. این‌ها را گفتم که جمله‌ی بسیار زیبایی که همسرم برایم پیامک کرده را بازنشر دهم. قطعاً بسیاری از روان‌شناسان با این جمله موافقند.
آرامش ساخته‌ی اندیشیدن بسیار نیست.

آرامش
هنر نیندیشیدن به انبوه دردسرهایی است که ارزش اندشسیدن ندارد.


پس بیایید به آنچه که ارزش اندیشیدن دارد فکر کنیم.

   


نظرات()   
چهارشنبه 20 آذر 1392  08:07 ب.ظ    ویرایش: جمعه 15 آذر 1392 08:10 ب.ظ
نوع مطلب: زندگی ،

در بخش نظرات مطلبی که تحت عنوان امید نوشته بودم، یکی از خوانندگان شعر بسیار زیبایی را از مرحوم فریدون مشیری ارسال کرده‌اند که حیفم امد را باز نشر ندهم. خدا کند یادآوری‌هایی که در این شعر آمده و رمز یک زندگی موفق و با آرامش است را همیشه به یاد داشته باشیم. یادمان باشد که همیشه مهربان باشیم و آنچه که گذشته را فراموش کنیم و خانه‌ی دل را بتکانیم. شعر را در ادامه مطلب بخوانید ...

ادامه مطلب   


نظرات()   
یکشنبه 17 آذر 1392  11:49 ب.ظ    ویرایش: دوشنبه 18 آذر 1392 07:06 ق.ظ
نوع مطلب: همایش‌ها ،

هفتمین سمینار بهداشت روانی دانشجویان با همكاری مشترك دفتر مشاوره و سلامت وزارت علوم،‌ تحقیقات و فنآوری و مركز مشاوره دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان طی روزهای 21 و 22 اردیبهشت ماه سال 1393 برگزار می­گردد. برای اطلاعات بیشتر در مورد همایش به سایت همایش مراجعه نمایید. این همایش فرصت بی‌نظیری برای دانشجویان و پژوهشگران حوزه سلامت روان دانشجویی است که با آخرین اطلاعات در این زمینه آشنا شوند.

   


نظرات()   
شنبه 16 آذر 1392  08:32 ب.ظ    ویرایش: دوشنبه 18 آذر 1392 07:08 ق.ظ
نوع مطلب: زندگی ،خاطرات روزمره ،

خبر مرگ نلسون ماندلا را خیلی‌ها شنیدیم. فکر می‌کنم بهترین توصیفی که از او شده را محمد علی کلی قهرمان سابق بوکس دنیا که در زمان خود قهرمان مبارزه با نژادپرستی بود از ماندلا داشته است: زندگی ماندلا مملو از هدف و امید بود! به نظرم چقدر کوتاه و زیبا زندگی انسانی که 27 سال در زندان بوده را توصیف کرده. او در دورانی که هیچ کورسویی از امید نداشته، هم‌چنان امیدوار زندگی و نهایتاً با افتخار زندان را ترک و تأثیر شگفت‌آوری از خود نه تنها در سطح کشورش، که در دنیا به جای گذاشته است. به نظرم هر آنکس که در این دنیا از معنا تهی می‌شود، امیدش را از دست می‌دهد و با مشکلات به ظاهر بزرگ دست و پنجه می‌زند، زندگی این مرد بزرگ را بخواند.

پی‌نوشت: این را هم از زندگی ماندلا اضافه کنم که او برای اینکه بتواند مدرک حقوق‌اش را بگیرد، 50 سال به تناوب در حال تحصیل بوده!! و در حدود نیمی از واحدهایش هم مردود شده بوده!! البته این را ننوشتم که بعضی کسان فکر کنند با تنبلی و مردود شدن می‌توانند ماندلا شوند! بلکه باید یادمان باشد که همه‌ چیز درس نیست. رمز موفقیت ماندلا، داشتن هدفی مهم در زندگی، باور داشتن از اعماق وجود به آن هدف، و تلاش برای رسیدن به آن هدف بود. 

   


نظرات()   
جمعه 15 آذر 1392  05:45 ب.ظ    ویرایش: یکشنبه 10 آذر 1392 05:47 ب.ظ
نوع مطلب: زندگی ،

راستش برای این سرگذشت فقط سه واژه‌‌ی عشق،‌ امید و شکر نعمت را ذهنم رسید. درسی برای همه‌ی کسانی که با همه‌ی نعمت‌ها فکر می‌کنند به آخر خط رسیده‌اند و خدا و قسمت زندگی برای‌شان بد حواله کرده!! درسی است برای اینکه می‌توان زندگی را با همه‌ی مشکلاتش با چشم دیگری هم دید.

   


نظرات()   
یکشنبه 3 آذر 1392  11:53 ب.ظ    ویرایش: جمعه 1 آذر 1392 11:56 ب.ظ

دوست عزیزی این مطلب را برایم ارسال کرده‌اند. از گابریل گارسیا مارکز می پرسند : اگر بخواهید یک کتاب صد صفحه ای در مورد امید بنویسید، چه خواهید نوشت؟ می گوید: 99 صفحه را خالی خواهم گذاشت و در صفحه ی آخر ، سطر آخر ، خواهم نوشت ؛ امید آخرین چیزی است که می میرد . . . 

خدا کند هیچ‌وقت نگذاریم امید از ما گرفته شود: نه بگذاریم دیگران آن را از ما بگیرند و البته نه خود آن را از خودمان دریغ کنیم.

   


نظرات()   
یکشنبه 3 آذر 1392  02:38 ب.ظ    ویرایش: جمعه 1 آذر 1392 11:55 ب.ظ

در حاشیه‌ی مطلبی که تحت عنوان دزدی را جار می‌زنند، دانشجوی عزیز و نادیده‌ای مطلبی را که در ادامه می‌آورم را ارسال کرده‌اند. مطلب ایشان مرا باز به یاد موضوع خدمت یا خیانت انداخت. متأسفانه ما همه چیز را به بازی گرفته‌ایم. چندی وقت یکی از دوستان می‌گفت در .... (اسم شهر را به دلایلی حذف کردم اما حدس آن خیلی سخت نیست!!) درسال 91 در دو نیم‌سال بیش از 300دانشجوی کارشناسی ارشد روان‌شناسی در یکی از دانشگاه‌ها (که باز هم حدس زدن اسمش خیلی سخت نیست!!) گرفته‌اند. ایشان می‌گفتند ما بیش از 900 دانشجوی در گردش روان‌شناسی داریم!! چند استاد دارند؟ خود بهتر می‌توانید قضاوت کنید. 

متأسفانه ما همه چیز را به بازی گرفته‌ایم و در این میان بعضی از ما با وسیله شدن برای دیگران به خیانتی که در حال شکل‌گیری است کمک کرده و بعضاً خودمان هم بخشی از خیانتی هستیم که در حال انجام است. وقتی من استاد فقط با خاطر پول حاضر می‌شوم در هر شکل و شرایطی با دانشگاهی که هی

   


نظرات()   
شنبه 2 آذر 1392  11:53 ب.ظ    ویرایش: سه شنبه 5 آذر 1392 09:34 ق.ظ

این مطلب را یکی از دوستان ارسال کرده‌اند. بازنشرش می‌دهم که بگویم این‌گونه هم می‌توان زندگی کرد و خوب هم زندگی کرد. به جای نفرین، به جای بدجنسی، به جای بدی را با بدی جواب دادن، راه‌های دیگری هم هست. می‌توان حتی در بدی‌ها هم خوبی‌هایی دید و برای همه‌ی کسانی که در حق ما بدی می‌کنند، دعا کرد. این راه‌هایی است که او به ما یاد داده:

خداوندا !
آنان که به من بدی کردند ، سکوت را به من آموختند .
آنان که از من انتقاد کردند ، راه درست زیستن را به من آموختند .
آنان که مرا تحقیر کردند ، صبر و تحمل را به من آموختند .
آنان که به من خوبی کردند ، انسانیت را به من آموختند .
پس ای مهربانم !
به همه آنهایی که در رشد من سهمی داشتند ،
خیر دنیا و آخرت عطا کن 

----------------------------
در نظرات این مطلب خواننده‌ی نادیده‌ای مطلب زیر ا نوشته‌اند که چون ممکن است بعضی نظرات را نخوانند حیفم آمد آن را از دست بدهند. با تشکر از ایشان
خداوندا ....... 
برای همسایه که نان مرا ربود، نان
برای آنهایی که قلب مرا شکستند ،مهربانی
برای عزیزانی که روح مرا آزردند ،بخشش
و برای خویشتن خویش ،آگاهی و عشق می طلبم

   


نظرات()   
جمعه 1 آذر 1392  02:15 ب.ظ    ویرایش: شنبه 24 اسفند 1392 02:12 ب.ظ
نوع مطلب: جامعه‌ی ایران ،

احوال یکی از دانشجویان دکتری را پرسیدم و اینکه چکار می‌کند. با ایمیل مطلب پیوست را ارسال کرده که البته بخش‌هایی از آن زیاد خوشایند نیست. گوشه‌ای از اوضاع جامعه‌ی ما در دو نهاد بسیار مهم آموزشی است. در پاسخ به او نوشتم که باید صبر کنیم و تلاش! صبر بر اینکه ما هم در این مسیر دشوار مانند دیگرانی نشویم که به آن‌ها انتقاد داریم و تلاش برای تغییر وضع موجود و ایجاد جامعه‌ای ایده‌آل. حتی اگر این تغییر کم و میلی‌متری باشد. در ضمن نکته‌ی دیگری که توصیه من به همه‌ی دانشجویان ارشد و دکتری است که از پراکنده‌کاری خودداری کنند: آینده برای کسانی است که روی یک موضوع حتی موضوعی بسیار کوچک کار وسیع و عمیق انجام دهند. با پراکنده کاری به جایی نخواهیم رسید. بگذرم. مطلب را در ادامه بخوانید

ادامه مطلب   


نظرات()   
پنجشنبه 30 آبان 1392  11:12 ق.ظ    ویرایش: پنجشنبه 30 آبان 1392 11:17 ق.ظ
نوع مطلب: مجلات علمی ،

مجله روان‌شناسی بالینی به زبان انگلیسی وابسته به دانشگاه علوم بهزیستی و توان‌بخشی با امتیاز علمی پژوهشی است و برای شماره سوم درخواست مقاله کرده. سایت مجله در دسترس  نیست اما ایمیل دبیرخانه ان به شرح زیر است:

   


نظرات()   
یکشنبه 19 آبان 1392  11:49 ب.ظ    ویرایش: جمعه 19 مهر 1392 11:54 ب.ظ

این متن را آقای امینایی برایم ارسال کرده‌اند. بدون هیچ‌گونه توضیحی آن‌را باز نشر می‌دهم

عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم؛ بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری! بعد از چند روز به دوست، بعد از چند ماه به همکاری، بعد از چند سال به همسایه ای ... اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم !

دیگر وقت آن رسیده که اعتمادی فراتر آنچه می بایست را به او ببخشیم.
او که
یگانه است و شایسته...

   


نظرات()   
چهارشنبه 15 آبان 1392  10:15 ب.ظ    ویرایش: چهارشنبه 15 آبان 1392 10:18 ب.ظ

در حاشیه‌ی‌ مطلب دزدی را جار می‌زنند دانشجوی عزیزی شعر زیبا و تلخ زیر را نگاشته‌اند. شعر زیباست و تلخ! تلخ از بابت اینکه به نوعی منعکس کننده‌ی بخش‌هایی از واقعیت‌ها دنیای مدرن است.

صحبت از پژمردن یک برگ نیست،...وای جنگل را بیابان میکنند...
دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان میکنند..
هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا، آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند..
فرض کن مرگ قناری در قفس هم، مرگ نیست...
فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرُست..
فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست
در کویری سوت و کور
در میان مردمی با این مصیبتها صبور....
صحبت از پژمردن یک برگ نیست...
صحبت از مرگ محبت
مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانیت است...
فریدون مشیری

   


نظرات()   
پنجشنبه 9 آبان 1392  11:13 ق.ظ    ویرایش: پنجشنبه 9 آبان 1392 11:22 ق.ظ

دانشجویان ارشدی که هدایت پایان‌نامه‌شان را برعهده دارم جهت مشورت روزهای شنبه و یکشنبه ساعت 12 تا 14 مراجعه کنند. دانشجویان ورودی 91 لازم است کمی جدی‌تر کار کنند چون تا پایان آبان لازم است پیشنهادیه‌ی پژوهش‌شان را جهت دفاع به گروه تحویل دهند.

   


نظرات()   
سه شنبه 7 آبان 1392  09:11 ب.ظ    ویرایش: جمعه 3 آبان 1392 09:13 ب.ظ
نوع مطلب: دانشگاه بیرجند ،

همکارن ارجمندم در گروه مدیریت آموزشی انجمن مدیریت آموزشی خراسان جنوبی راه‌اندازی کرده‌اند که در این سایت می‌توانید با فعالیت‌های انجمن آشنا شوید. برای این همکاران آرزوی توفییق می‌کنم.

   


نظرات()   
سه شنبه 7 آبان 1392  06:38 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 7 آبان 1392 06:42 ق.ظ
نوع مطلب: دانشگاه بیرجند ،

دو دانشجوی سخت‌کوش و علاقه‌مند کارشناسی روان‌شناسی دانشگاه از مدتی قبل اعلام آمادگی کردند که وبلاگ مرکز مشاوره‌ی دانشگاه (لینک) را فعال و امروز لینک مقدماتی وبلاگ را برایم ارسال کرده‌اند. البته این وبلاگ هنوز نهایی نیست و قرار است طی هفته‌های آینده تکمیل شود. ضمن تشکر از این دانشجویان برای‌شان آرزوی موفقیت دارم.

   


نظرات()   
دوشنبه 6 آبان 1392  05:59 ب.ظ    ویرایش: جمعه 3 آبان 1392 06:03 ب.ظ

دو هفته قبل تهران بودم و به عادت ایام دانشجویی قدمی روبروی دانشگاه تهران زدم و به کتاب‌فروشی‌ها سرک کشیدم. نکته‌ی خیلی جالبی که در پیاده‌رو و دیوارها به طور بارز خودش را نشان می‌داد و با ایامی که من دانشجو بودم کاملاً فرق داشت، تبلغات متعدد مربوط به نوشتن مقاله آی اس‌ آی!! و پایان‌نامه و پروژه‌ی دانشجویی!! بود. اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که داریم همه چیز را به گند می‌کشیم. چرا کسی به فکر نیست؟ اخر این چه درس خواندنی باید باشد که شخص دیگری مقاله و کار عملی من را بنویسید؟ از ان طرف هم هی شعار بدهیم. این کارها نشان می‌دهد که بنیادهای اخلاقی ما چقدر ضعیف شده. اگر قبلاً در معاملات بود و جاهای دیگر الان دیگر دامنه‌اش را به دانش و آینده‌ی مملکت رساندخ. این را گفتم که ایمیل آقای متقی‌نیا که الان دکتری می‌خوانند بازتاب دهم. اگر در پاسخ‌شان بگویم که شما کار را باید پیگیری کنید؟ ایشان باید به کجا شکایت ببرد؟ صدها اطلاعیه و آدم جلوی دانشگاه تهران را مگر کسی نمی‌بیند؟ به خودم برگردم: مگر من به چه شکل به دانشجو تکلیف درسی می‌دهم یا پایان‌نامه هدایت می‌کنم که او به راحتی می‌تواند کارش را بدهد شخص دیگری انجام دهد؟

----
با سلام و خسته نباشید خدمت استاد محترم،‌ چند روز پیش مشغول جست و جو در گوگل با کلید واژه "خودکارآمدی جمعی معلم" بودم. به وبسایتی برخوردم (با نام "یک پاتوق") که در اون پایان نامه ی من به فروش می رسه. البته فقط چکیده  قابل رویت هست و مشخص نیست که واقعاً متن کامل پایان نامه در اختیار فروشنده هست یا خیر. می خواستم بدونم آیا این مسئله ارزش پیگیری داره؟و مسئولیتی بر عهده ی من هست؟
باتشکر 

   


نظرات()   

گذر عمر

حرفهای ما هنوز ناتمام،‌ تانگاه می كنی وقت رفتن است.... قیصر امین پور