تبلیغات
گذر عمر
شنبه 16 شهریور 1392  11:01 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: پژوهش: نگارش ،

همیشه معتقدم باید سیستم آموزش عالی ما به‌شکلی باشد که در تحصیلات تکمیلی پژوهشگرانی را تربیتی کنیم تا در حداقل‌های امور پژوهشی خودکفا باشند. اما این ایده‌آل خیلی اوقات عملی نمی‌شود. بسیاری از دانشجویان و پژوهشگران در مورد افرادی که تخصص ویرایش متون علمی را داشته  باشند سوال می کنند. قرار شده از ابتدای نیم سال جاری بخش خدمات مشاوره پژوهشی و آماری در مرکز خدمات تخصصی مرکز مشاوره دانشگاه بیرجند واقع در دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی را افتتاح کنیم. در بخشی از این واحد کار ویراستاری متون را هم انجام می‌دهیم. علاقه‌مندان می‌توانند برای کسب اطلاع بیشتر با خانم مقدم تماس بگیرند (تلفن 2221634).

در ضمن این سایت نیز مربوط به کانون ویرایش ایرانیان است که خدماتی در این زمینه خصوصاً ترجمه‌ی متون ارائه می‌دهد. مجدداً باید اشاره کنم که تجربه‌ی شخصی در این زمینه ندارم و کارهای شخصی‌ام را خودم انجام می‌دهم  ولی ظاهراً سایت مذکور معتبر به‌نظر می‌رسد.

   


نظرات()   
شنبه 16 شهریور 1392  07:25 ب.ظ    ویرایش: یکشنبه 17 شهریور 1392 07:22 ق.ظ
نوع مطلب: خاطرات روزمره ،

دانشجویان ورودی اول و دوم کارشناسی‌ارشد روان‌شناسی تربیتی دانشگاه بیرجند بیلان کار قابل قبولی را در پذیرش دوره‌ی دکتری داشتند. با اینکه بسیاری از دانشجویان مستعد در ورودی‌ها قبل در آزمون شرکت نکرده بودند،  از دانشجویان ورودی 87 (اولین دوره‌ی کارشناسی‌ارشد روان‌شناسی تربیتی دانشگاه بیرجند) خانم‌ خباز در دانشگاه علامه و خانم بهرامی و آقای فرمانی در دانشگاه تبریز قبول شده‌اند و آقای متقی‌نیا و خانم طالب‌زاده (از ورودی‌های 88)  نیز در دانشگاه الزهرا پذیرفته شده‌اند. نقل قول‌هایی از دانشجویان شرکت کننده در مصاحبه‌ها داشتم که بعضی از دانشگاه‌ها نگاه ویژه‌ای به دانشجویان خودی!! داشته‌اند که البته ضمن اینکه چنین رویکردی در اصل قابل پذیرش نیست اما باید بپذیریم که کجا زندگی می‌کنیم! به هر صورت برای همه‌ی این عزیزان آرزوی موفقیت در مرحله‌ی مهم دکتری را دارم. امیدوارم بیش از دکتری برای اینکه روان‌شناس خوبی باشند تلاش کنند. امیدوارم بتوانیم برای تمامی آن‌هایی که علی‌رغم توصیه‌ها به هر دلیل در سال قبل در کنکور دکتری شرکت نکردند یا با فاصله‌ی کمی پذیرفته نشدند سال آینده این موقع بتوانیم پیام تبریک بدهیم.

   


نظرات()   
شنبه 16 شهریور 1392  07:06 ب.ظ    ویرایش: - -

امروز اولین دفاع از دانشجویان ارشد روان‌شناسی تربیتی ورودی 90 دانشگاه برگزار شد. این دانشجویان چهارمین ورودی دانشجویان کارشناسی‌ارشد ما هستند. خانم اکبری از پایان‌نامه‌اش تحت عنوان «مقایسه‌ی طرحواره‌های ناسازگار اولیه و ریشه‌های والدینی آن‌ها در افراد دارای تیپ شخصیتی B و D» دفاع کرد. دکتر خورشیدزاده استاد راهنما و دکتر اسدی استاد مشاور بودند و خانم دکتر راستگو‌مقدم و  آقای دکتر سالاری‌فر هم داور. من هم مستمع آزاد! شرکت کردم. دو گروه از دانشجویان دختر و پسر با دو تیپ شناسایی شده بودند و پرسشنامه‌های طرح‌واره‌ها و ریشه‌های والدینی آن‌ها اجرا شده بود. پژوهش به شیوه‌ی علی مقایسه‌ای انجام شده بود و چهار گروه 15 نفره با هم مقایسه شده بودند (دو تیپ و در هر کدام دو جنس دختر و پسر). نتایج نشان داد بین دو گروه در طرح‌واره‌ها تفاوت معناداری وجود  دارد. شاید بتوانیم از نتایج این پژوهش در مرکز مشاوره نیز استفاده کرد. طی این هفته و دو هفته‌ی آینده برنامه‌ی فشرده‌ای برای دفاع‌های دانشجویی خواهیم داشت. ان شاء الله همه‌ی دانشجویان بتوانند به خوبی از پژوهش‌هایشان دفاع کنند.

   


نظرات()   
پنجشنبه 14 شهریور 1392  10:56 ب.ظ    ویرایش: دوشنبه 11 شهریور 1392 11:00 ب.ظ

یکی از همکاران کتابخانه دیجیتالی گیگا را معرفی کرده اند. پژوهشگران می‌توانند مقالات مورد نیازشان را با قیمت مناسب و به صورت تمام متن دریافت کنند. البته خودم معمولاً از طرق دیگر مقالات تمام متنی را که لازم دارم دریافت می‌کنم و تجربه‌ی شخصی در مورد این سایت ندارم. اما ظاهراً سایت معتبر است.

ادامه مطلب   


نظرات()   
چهارشنبه 13 شهریور 1392  10:51 ب.ظ    ویرایش: دوشنبه 11 شهریور 1392 10:54 ب.ظ
نوع مطلب: پژوهش: موضوع ،

سازمان بهزیستی استان خراسان جنوبی اولویت های پژوهشی‌اش را به شرح زیر اعلام کرده است. بعضی از این اولویت‌ها می‌تواند در قالب پایان نامه‌های کارشناسی ارشد مورد بررسی قرار گیرد.

ادامه مطلب   


نظرات()   
سه شنبه 12 شهریور 1392  10:18 ب.ظ    ویرایش: - -

مطلبی که در ادامه گذاشته‌ام را از طریق ایمیل دریافت کرده‌ام. مقایسه‌ی جالبی است بین سه دسته‌ی متفاوت از انسان‌ها. البته می‌‌توان به این فهرست مواردی دیگری را نیز اضافه کرد. خدا کند از انسان‌های بزرگ باشیم، انسان‌هایی که فقط خود را نمی‌بینند. آن‌ها که هدف‌شان فقط منافع شخصی‌شان نیست. آن‌ها که زندگی نمی‌کنند تا فقط خود لذت برند؛‌ بلکه برای شاد کردن و لذت بردن دیگران نیز تلاش می‌کنند.

ادامه مطلب   


نظرات()   
دوشنبه 11 شهریور 1392  10:13 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: خاطرات روزمره ،

هوا کم کم بوی پاییز می‌دهد و سال تحصیلی جدید هم ان شا الله از 23 شهریور شروع خواهد شد. برنامه‌ی کلاسی نیم‌سال آینده را در صفحه برنامه‌ی کلاسی گذاشته ام. ممکن است تغییرات جزیی در برنامه در هفته‌های آینده اعمال شود.

   


نظرات()   
دوشنبه 11 شهریور 1392  10:00 ب.ظ    ویرایش: دوشنبه 11 شهریور 1392 10:03 ب.ظ
نوع مطلب: زندگی ،

کتاب نکته‌های کوچک زندگی را می‌توانید از اینجا دانلود کنید. به‌نظرم نویسنده نکات خوبی را از گوشه و کنار جمع کرده (یا شاید تجربه‌ی زندگی شخصی‌اش بوده) که خیلی مفید و کاربردی است. بعضی اوقات لازم است چنین کتابی را همیشه در جیب داشت و نکاتش را هر روز مرور کرد.

   


نظرات()   
دوشنبه 11 شهریور 1392  08:49 ب.ظ    ویرایش: دوشنبه 11 شهریور 1392 08:52 ب.ظ

بانک اطلاعات آسیب‌های اجتماعی توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی راه‌ندازی شده است. به‌نظر برای کلیه‌ی روان‌شناسان و علاقه‌مندان به بحث آسیب‌های اجتماعی می‌تواند مفید باشد. توصیه می‌کنم برای آشنایی با آسیب‌های فعلی کشور بخش گروه‌های سامانه را نگاه کنید.

   


نظرات()   
دوشنبه 28 مرداد 1392  12:16 ب.ظ    ویرایش: - -

یکی از همکاران در این وب‌لاگ مطالب بسیاری مفیدی برای علاقه‌مندان شرکت در کنکور دکتری و ارشد روان‌شناسی ارائه نموده‌اند. در ضمن ایشان در این ارتباط مشاوره هم ارائه می‌کنند.

   


نظرات()   
سه شنبه 15 مرداد 1392  03:36 ب.ظ    ویرایش: سه شنبه 15 مرداد 1392 02:56 ب.ظ

این باور عمومی که برای من بر اساس تجربه‌های کلینیکی به عنوان اصلی کاملاً بدیهی درآمده این است که بچه‌ها آئینه‌ی ما بزرگسالان هستند. بسیار مراجعانی داشته و دارم که از مسائلی از کودکان و نوجوانان به شکایت! نزدم آمده‌اند که خود مسبب آن بوده‌اند. مثلاً وقتی منِ پدر دربسیاری از موارد با مشکلات و اموز زندگی غیرمنطقی برخورد می‌کنم، انتظار دارم پسر یا دختر نوجوانم، منطقی باشند. وقتی خودم در سن نوجوانی و جوانی به خود این اجازه را داده‌ام که راه زندگی خودم را (خوب یا بد)‌ خودم انتخاب کنم، از فرزندم می‌خواهم آمال و آرزوهای مرا در زندگی پیش ببرد. وقتی خودم وقتی با ناکامی مواجهه می‌شوم داد و فریاد می‌کنم، از کودکم می‌خواهم وقتی ناکام شد، بر خود مسلط باشد و راه‌های مختلف را بررسی و خشونت به‌خرج ندهد. همه‌ی این‌ها را گفتم که خواندن خاطره‌ای که در ادامه‌ی مطلب آمده را به‌نقل از یکی از نوه‌های گاندی بزرگ توصیه کنم. گاهی اوقات به‌جای متهم کردن فرزندان‌مان باید کمی در مورد خود و عمل و رفتارمان فکر کنیم و الگوی عملی از آنچیزی باشیم که از آن‌ها می‌خواهیم.

ادامه مطلب   


نظرات()   
سه شنبه 15 مرداد 1392  03:04 ب.ظ    ویرایش: - -

یکی از مراجعان وبلاگ مطلب زیر رو به طور خصوصی ارسال کرده که چون نحوه‌ی تماس مشخص نشده آن را  در زیر می‌آورم. به نوعی گوشه‌ای از مشکلاتی است که بسیاری از هم‌وطنان‌مان با آن گرفتار شده‌اند. اوضاع اقتصادی- اجتماعی نیز این مسائل را تشدید می‌کند و امثال این عزیز مراجعات متعددی را در هفته دارم. واقعاً برای امثال او چه می‌توانیم بکنیم؟ یک راه طولانی مدتش قرار گرفتن خدمات روان‌شناسی تحت بیمه است. و البته شاید راه کوتاه‌ترش فعلاً مراجعه به مراکز تحت پوشش بهزیستی است که این سازمان برای کسانی که مشکل مالی دارند، یارانه‌هایی به مراکز تحت پوشش می‌دهد. در مرکز مشاوره دانشگاه بیرجند قرار است مرکز خدمات تخصصی روان‌شناسی و مشاوره را از مهرماه راه‌اندازی کنیم. مجوز هیأت رئیسه دانشگاه رو گرفته‌ایم و مشغول رایزنی با بهزیستی جهت اخذ مجوز هستیم. اگر این مرکز راه بیفتد شاید برای کسانی که مشکل مالی دارند بتوانیم خدمات ارزان‌تری ارائه دهیم. ان شاء الله. این را هم اضافه کنم که فردی که این مطلب رو نوشته اگر تماس بگیرد شاید بتوانیم مراکزی که در بیرجند در حال حاضر فعال هستند را هم به او معرفی کنیم.

سلام آقای دکتر
خسته نباشید. دوستی دارم که مبتلا به اسکیزوفرنی هستش. او حدود 5 ماه پیش به مشاور مراجعه کرده و همچین تشخیصی درباره اش داده اند. خیلی زیاد فکر میکنه بطوریکه که اکثر شبها رو بیداره و فکرهاش درباره ی زلزله سیل و مخصوصا مرگ عزیزانش هست. درباره ی دیگران بدبین هستش و رابطه اش رو با خیلی ها محدود کرده و توی جمع نمیره. دارو نمیخوره چون بنظرش داروها کاری نمیکنن و فقط خواب آورن. دوستم اوضاع اقتصادی خوبی نداره و بیکار هستش. من فکر میکردم به خاطر مشکلات اقتصادی و روابط تنش زایی که با دیگران داره اینقدر ناامید و بهم ریخته اس ولی خودش میگه مشاور بهش گفته اسکیزوفرنی داره و تنها راهی که بهش پیشنهاد داده اینه که به چیزای خوب فکر کنه که خودش میگه نمیتونم و افکار سراغش میان نه اون سراغ افکار. چطور میشه کمکش کرد؟ مشاوره رو تهران رفته ولی از لحاظ مالی در شرایطی نیست که بتونه بهش ادامه بده آیا در شهر بیرجند هم کسی هست که بتونه در این زمینه ازش کمک بگیره؟

   


نظرات()   
دوشنبه 14 مرداد 1392  11:14 ق.ظ    ویرایش: - -

دیروز دخترم به مناسبتی جمله‌ی زیر رو به نقل از گاندی گفت که لُپ مطلب کتابی است که این چند روز در حال خواندنش هستم: ارتباط بدون خشونت تألیف مارشال روزنبرگ. مطالعه‌ی این کتاب و نکته‌ای که دخترم به نقل از گاندی دارد را توصیه می‌کنم. بسیاری از ما در مقام روشن‌فکری! در مورد آنچه بقیه و کشورمان باید باشند  خیلی حرف می‌زنیم اما باید خودمان رو تغییر دهیم، تا آرزوهایی که به زبان می‌آوریم برای جامعه‌ای که زندگی می‌کنیم تحقق یابد.

You must be the change you wish to see in the world
تو باید تغییری باشی که انتظار دیدنش را در دنیا داری.

   


نظرات()   
دوشنبه 14 مرداد 1392  09:49 ق.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: آموزش و تدریس ،

آقای امینایی این داستان رو فرستاده‌اند که نمونه‌ی بارزی از ذهن خلاق کودکان است. ذهنی که ما با فشارها بیرونی در طول دوران تحصیل آن را نابود می‌کنیم:


یک روزنامه انگلسی مسابقه خوانندگان را برگزار کرد و قول داد به کسی که در این مسابقه پیروز شود، جایزه کلانی خواهد داد. سوال مسابقه این بود که یک بالون حامل سه دانشمند بزرگ جهان است. یکی از آنها دانشمند علم حفاظت از محیط زیست و یکی از آنها دانشمند بزرگ انرژی اتمی و یکی دیگر دانشمند غلات است. همه کارهایشان بسیار مهم است و با زندگی مردم رابطه نزدیک دارند و بدون هر کدام زمین با مصیبت بزرگی مواجه خواهد شد. اما بدلیل کمبود سوخت ، بالون بزدوی به زمین می افتد و باید با بیرون انداختن یک نفر، از سقوط خودداری کند. تحت همین وضعیت شما کدام را انتخاب خواهید کرد؟ بسیاری پاسخ های خود را ارسال کردند. اما وقتی که نتیجه مسابقه منتشر شد، همه با تعجب دیدند که پسر کوچکی این جایزه کلان را کسب کرده است. جواب او این بود: 

سنگین ترین دانشمند را بیرون بیاندازید

   


نظرات()   
یکشنبه 30 تیر 1392  12:31 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 24 تیر 1392 12:34 ق.ظ
نوع مطلب: آموزش و تدریس ،

مستند نظام آموزشی فنلاند را یکی از همکاران معرفی کرده‌ند. نظام آموزشی فنلاند را که از رتبه‌ی بسیار بالایی برخوردار است به خوبی نشان داده است. تماشای آن را توصیه می‌کنم.

   


نظرات()   
چهارشنبه 19 تیر 1392  04:36 ب.ظ    ویرایش: پنجشنبه 20 تیر 1392 08:50 ق.ظ

چند ماهی است که به دلیل بالا بودن قند خونم (البته به دیابت نرسیده اما باید احتیاط کنم) کمی در غذا خوردن دقت می‌کنم و به نوعی شیوه غذاخوردنم را تغییر داده‌ام. در این ارتباط این مطلب را در سایت یاهو دیدم که جالب است. 12 خوراکی مفید برای سلامت را که در رژیم‌های غذایی مختلف مورد تأکید قرار گرفته را خلاصه کرده. گفتم بد نیست که این 12 خوراکی را اینجا خلاصه‌وار بنویسم. 

در اولین اسلاید گفته که متخصصان در نوع رژیم غذایی اتفاق نظر ندارند. بعضی می‌گویند مثل غارنشینان غذا بخوریم، بعضی می‌گویند میوه بخوریم، بعضی دیگر میوه را غدغن می‌کنند و حتی بعضی می‌گویند دو روز در هفته روزه بگیریم (به ما هم توصیه شده دوشنبه و پنجشنبه‌ها را روزه‌ی مستحبی بگیریم). البته این را هم اضافه کنم که به نظرم آنچه مهم است تعادل در مصرف انواع خوراکی‌ها بر منبای میزان فعالیت بدنی است.

البته تعادل و میانه‌روی در همه چیز خوب است، از سیاست!! تا خوردن. در سخنان بزرگان و دستورات دینی هم توصیه شده: خیرالامور اوسطی‌ها، گاز کوب رفتن در هیچ زمینه‌ای خوب نیست. رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود. در زمینه‌ی خوردن هم به نظرم این اصل اساسی باید مورد توجه قرار گیرد. به همین دلیل خیلی با واژه‌ی رژیم موافق نیستم چون خودش حداقل به طور مقطعی نوعی افراط است و مشکل‌ساز. شاید بهتر باشد از واژه‌ی تغییر سبک صحبت کرد. سبک زندگی یا سبک غذاخوردن. دیگر نگران اینکه چه زمانی باید رژیم را کم یا قطع یا آهسته کرد نخواهیم داشت. بگذرم؛ خلاصه‌وار این 12 غذای مفید عبارتند از:

میوه‌های به شکل توت که هر چه قرمز تر باشد بهتر است‌ (مثل شاه‌توت و یا زغال اخته)، شیر بادام، دارچین (که در تنظیم قند خون خیلی مؤثر است. قند خون را تنظیم کرده و زمانی به انسان گرسنگی دست می‌دهد که واقعاً قند خون پایین باشد. نصف قاشق چای‌خوری مثلاً با چای می‌تواند استفاده شود)، کلم پیچ، آواکادو، ماست یونانی که شبیه همان ماست مشکلی خودمان است، تخم مرغ، روغن زیتون، خوراکی به نام حمص (که ترکیبی است از نخود پخته و له‌شده، ارده، روغن زیتون، آب‌لیمو، نمک و سیر)، مغزیجات به ویژه گردو، آب لیمو و ادویه به نام کوینوآ

   


نظرات()   
دوشنبه 17 تیر 1392  07:47 ب.ظ    ویرایش: - -

سرفصل‌های جدید کارشناسی روان‌شناسی ابلاغ شده است. حذف گرایش‌ها از دوره‌ی کارشناسی مهم‌ترین تغییر می‌باشد. البته به نظر می‌رسد نوعی افزایش دروس مبتنی بر فلسفه در سرفصل جدید به جای پرداختن به دروسی که موجب افزایش مهارت‌های مورد نیاز برای انجام عمل حرفه‌ای روان‌شناسی می‌شود کاملاً مشهود است. در سرفصل‌های فعلی بسیاری از دانشجویان به این نکته اعتراض دارند که جای مباحث نظری به مراتب بیش از دروس مهارت‌افزایی است. در سرفصل جدید بسیاری از دروس که یک روان شناسی در عمل حرفه ای به آنها خیلی نیاز دارد در حد دروس اختیاری تنزل یافته، مثل کلیات روان‌پزشکی و اختلالات یادگیری.  

   


نظرات()   
دوشنبه 17 تیر 1392  07:42 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: پژوهش: روش ،

مقاله‌ی ﺭﻭﺵ ﮔﺮﺍﻳﯽ ﻭ ﺭﻭﺵ ﮔﺮﻳﺰﯼ: ﺗﺮﺩﻳﺪﯼ ﺑﯽﭘﺎﻳﺎﻥ ﺩﺭ ﻗﻠﻤﺮﻭ ﻣﻌﺮﻓﺖﺷﻨﺎﺳﯽ را یکی از همکاران ارسال کرده‌اند. در این مقاله نویسنده تلاش کرده به این پرسش پاسخ دهد که روش ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺑﻪﻋﻨﻮﺍﻥ یک ابزار ﺑﺮﺍﻯ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﺩﺭﺳﺘﻰ ﻭ ﻭﺛﻮﻕ ﻳﻚﻣﻄﺎﻟﻌﺔ ﻋﻠﻤﻰ و ﺩﺭ ﺍﺭﺯﻳﺎﺑﻰ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﻳﺎ ﺷﻜﺴﺖ ﺁﻥ چه نقش دارد. 

   


نظرات()   
شنبه 15 تیر 1392  10:44 ب.ظ    ویرایش: شنبه 15 تیر 1392 11:47 ب.ظ
نوع مطلب: پژوهش:‌ ابزار ،

یکی از دانشجویان از طریق ایمیل سؤال کرده: از چه طریقی یا از چه منبعی می تونم پرسشنامه های روانشناسی رو گیر بیارم؟ برایش نوشتم: با سلام بستگی دارد چه پرسشنامه ای را خواسته باشید. اگر منظور ازمون ها هستند، بعضی از موسسات تجاری در این زمینه فعالیت دارند و می توانید با مکاتبه یا مراجعه حضوری ازمون مورد نظر را پیدا کنید. اگر پرسشنامه پژوهشی است باید شخصی که پرسشنامه را ساخته یا استفاده کرده پیدا کنید و از ان طریق به پرسشنامه دسترسی داشته باشید. پیدا کردن مقاله ای که پرسشنامه در ان کار شده راهی برای یافتن سازنده یا استفاده کننده‌ی پرسشنامه است و بعد می توانید از طریق ایمیل با فرد مورد نظر ارتباط برقرار کنید. ما در دانشکده روانشناسی دانشگاه بیرجند هم بانک ازمون کاملی داریم و شاید بتوان از این طریق هم به ابزاری که می خواهید دسترسی پیدا کنید

   


نظرات()   
جمعه 14 تیر 1392  10:04 ب.ظ    ویرایش: چهارشنبه 19 تیر 1392 01:53 ب.ظ

یکی از دانشجویان خوب و خوش ذوق بعضی وقت‌ها جملاتی را از طریق ایمیل برای من ارسال می‌کند که اکثر زیبا و تأثیرگذارند. اخیراً این جمله را برایم نوشته: خداوند بهترین های خود را به آنهایی می بخشد که حق انتخاب خود را به او می سپارند. ضمن اینکه در کلیت با این سخن موافقم که انسان همیشه باید دلش را به خدا بسپارد اما برایش نوشتم: با سلام ممنون از این جمله زیبا البته فکر می کنم خدا در خیلی جاها جق انتخاب خود را مشخص کرده جایی که گفته لیس للانسان الا ما سعی یا ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیرو ما به انفسهم. فکر می کنم خدا خیلی جاها حق انتخابش را با سننی یا قوانینی که برای ما در این دنیا وضع کرده به نوعی به خود ما ارجاع داده است.

   


نظرات()   
سه شنبه 7 خرداد 1392  05:33 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مجلات علمی ،

پس از چند ماه سردرگمی در فعالیت سایت مجله برخط دانش‌ روان‌شناختی که به دلیل تغییر چند باره‌ی سرور دانشگاه بیرجند بود بالاخره امروز توانستیم مجدد سایت رو فعال کنیم. ان شا الله مشکلی در فعالیت سایت به وجود نیاید.

   


نظرات()   
جمعه 3 خرداد 1392  05:18 ب.ظ    ویرایش: شنبه 4 خرداد 1392 01:13 ب.ظ
نوع مطلب: پژوهش: نگارش ،

یکی از دانشجویان سابق، که البته خود هم اکنون استاد است، در مورد شیوه‌ی گزارش  آزمون کلموگراف - اسمیرنوف سوال کرده. در این مطلب ضمن دادن اطلاعاتی در مورد این آزمون، شیوه‌ی نگارش نتیجه‌ی آزمون  ارائه شده است. 

در تحلیل داده ها، معمولاً قبل از اجرای آزمون‌های آماری برای بررسی فرضیه‌ها پژوهش، نیاز داریم بعضی پیش فرض ها را چک کنیم؛ از جمله فرض نرمال بودن داده‌ها را. هر چند با ترسیم نمودار از جمله نمودار هسیتوگرام تا حدودی کشیدگی و انحراف داده‌ها از وضعیت نرمال مشخص می‌شود اما این شیوه به ما نمی‌گوید که  آیا این انحراف به  چه اندازه‌ای بزرگ است تا بر اساس آن در مورد نوع آزمون آماری تصمیم بگیریم. برای بررسی دقیق نرمال بودن داده‌ها از آزمون‌های آماری گوناگونی استفاده می‌شود که یکی از معروف‌ترین آن‌ها آزمون کلموگراف - اسمیرنوف است.  

این آزمون توسط نرم افزارهای اماری از جمله اس پی اس اس قابل انجام است و با شاخص D  نشان داده می‌شود. برای گزارش می‌توانیم جدول نتایج را از اس پی اس اس رسم کنیم و یا فقط نتایج را بدون ارائه‌ی جدول به صورت زیر گزارش کنیم. دقت شود که عدد داخل پرانتز بعد از D درجه‌ی آزادی است.

برای بررسی فرض نرمال بودن داده‌ها آزمون کلموگراف-اسمیرنوف (K-S) انجام شد. نتایج این آزمون نشان می‌دهد هم نمرات رضایت  از زندگی [05/0>p,ة 15/0=(100) D ]  و هم اضطراب  [001/0>p,ة 01/0=(100) D ]  به طور معناداری نرمال نیستند.

   


نظرات()   
جمعه 3 خرداد 1392  04:50 ب.ظ    ویرایش: - -

در مطلب قبل نوشتم روان‌شناسی مثبت‌نگر جای خاصی در دهه‌های اخیر در رویکردهای روان‌شناسی باز کرده. بعد از گذاشتن این پست یکی از دانشجویان سابق متنی که در ادامه می‌آید را برایم فرستاده. متن تحت عنوان زندان بدون دیوار است و اشاره به وضعیتی دارد که فرد با تأکید بر جنبه‌های منفی زندگی خود را شکنجه داده و در عین آزادی،‌ زندانی سخت را برای خود خلق می‌کند.

متأسفانه بسیاری از ما ایرانی‌ها علی رغم داشتن زندگی خوب و امکانات مناسب، مهم‌ترین اصل زندگی که همان رضایت از زندگی است را نداریم. خصوصاً اینکه این روحیه را به فرزندانمان نیز منتقل می‌کنیم. کوچک‌ترین نکات منفی رو بزرگ و بزرگترین خوشی‌ها و نعمت‌ها را فراموش می‌کنیم. این روزها کمتر کسی را پیدا می‌کنید که از خودش و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند راضی باشد. وقتی هم به گذشته افراد نگاه می‌کیند می‌بیینید زندگی اکثر آنها به مراتب بهتر از گذشتگان‌شان است. این را هم اضافه کنم این مطلب به معنای سرپوش گذاشتن به کاستی‌ها و نقص‌ها نیست بلکه در عین دیدن کاستی‌ها و تلاش برای رفع آن‌ باید قدردان نعمت‌هایی باشیم که داریم. متن را بخوانید و یادمان باشد با تکرار خبرهای منفی خودمان را شکنجه نکنیم.

ادامه مطلب   


نظرات()   
پنجشنبه 2 خرداد 1392  10:39 ب.ظ    ویرایش: - -

خیلی شنیده‌ایم که بعضی همیشه نیمه‌ی خالی و بعضی همیشه نیمه‌ی پر لیوان رو می‌بینند. در دهه‌ی گذشته بسیاری از روان‌شناسان از رویکردی در به نام روان‌شناسی مثبت‌نگر صحبت کرده‌اند. روان شناسی که بیشتر به جنبه‌های مثبت زندگی و افراد می‌نگرد و هدفش سوق دادن انسان‌ها به جنبه‌های مثبت زندگی‌شان است. دقت شود: نمی‌گویند همه چیز مثبت است! بلکه گفته می‌شود در هر جا و هر زمان و هر موقعیتی جنبه های مثبت زیادی وجود دارد که انسان با دیدن آن‌ها می‌تواند زندگی بهتری داشته باشد،‌ هم برای خود و هم برای دیگران.  

چند روز قبل خانم دکتر وثوق که بنیان‌گذار محک یا بنیاد خیریه مربوط به کودکان سرطانی بود فوت کردند. زندگی‌اش را که خواندم سراسر عبرت بود. عبرت برای افرادی که با کوچک‌ترین مشکل راه را در یأس و ناامیدی و یا عقب نشینی و فرار می‌بینند. او که می‌توانست از این مملکت برود یا همانند بسیای از صاحبان حرف مختلف از جمله پزشکی که می‌مانند و ً با نگاهی مادی به حرفه‌شان فقط به دنبال کسب مال هستند، در ایران ماند و زندگی‌اش را وقف کودکان سرطانی کرد. چه خوب است ما هم جنبه‌های مثبت کشور،‌شهر، دانشگاه، دوستان و خانواده‌مان رو ببنیم و زندگی بهتری را برای خود رقم زنیم.

تمام این مطلب وامدار همکار عزیزی است که متن زیر رو برایم فرستاده، که به خوبی نشان می‌دهد که انسان‌ها چقدر تفاوت نگاه و دید به سایر افراد و زندگی دارند. حتماً این متن رو بخوانید:

ادامه مطلب   


نظرات()   
پنجشنبه 2 خرداد 1392  10:24 ب.ظ    ویرایش: پنجشنبه 2 خرداد 1392 10:37 ب.ظ

یکی دو هفته پیش مطلبی در مورد آسیب‌‌های گپ کردن (همان چت!!) با افراد ناشناس و عدم مهارت‌های دانشجویان در این زمینه نوشتم. یکی از دانشجویان در نظری به علت عدم امانت‌داری! به من اعتراض کرده بود. برایش توضیح دادم که بر خلاف انتظار این نوع آسیب‌ها در بین دانشجویان رواج بسیار دارد و چون کسی از هویت شخص مورد نظر اطلاع ندارد امانتی و رازی نیز افشا نشده است. در ضمن مشکل با پنهان کاری هم حل نمی‌شود. می‌توانیم سرمان را زیر برف کنیم و بگویم هیچ خبری نیست و همه ‌چیز امن و امان است. بگذرم. 

یکی از موارد مشابه که در سال تحصیلی جاری با آن مواجه شدیم مربوط به دختر دانشجویی بود که حافطه‌ی قابل حمل (بخوانید:‌فلش) خود را در اتاق کامپیوتر جا گذاشته بود و به فاصله‌ی کمی که مراجعه کرده بود، اثری از آن ندیده بود و بعد هم نگران که تعدادی عکس شخصی در آن داشته. به حراست مراجعه کرده بود و گفته بودند باید خودت بری پیدایش کنی! به هر صورت با راهنمایی که شد و با بازبینی دوربین‌ها اتاق کامپیوتر، شخصی که فلش را برداشته بود پیدا و او را از نگرانی نجات دادیم.

اما به چه دلیل باید اطلاعات شخصی (عکس و مدارک) را در فلش، موبایل و حتی لبپ تاپ با خود از این سو به آن سو برد.؟ این گونه موارد را باید در حافظه‌ای جداگانه و در محلی امن نگهداری کرد. شاید بهتر باشد خبر زیر که در ادامه می‌آید را بخوانید تا از خطراتی که ممکن است از سوی  افراد سودجو یا شیطان صفت  در این ارتباط متوجه شما باشد آگاه شوید:

ادامه مطلب   


نظرات()   
پنجشنبه 2 خرداد 1392  10:08 ب.ظ    ویرایش: پنجشنبه 2 خرداد 1392 10:55 ب.ظ

 به طور مکرر این روزها در مورد شیوه‌ی آماده شدن برای مصاحبه‌های دکتری سؤال می‌شود. به نظرم رسید مطلبی در این مورد بنویسم. اگر شما هم تجربه‌ای در دارید نظر دهید تا سایر دوستان‌تان نیز با آمادگی بیشتر وارد مصاحبه‌ی دکتر شوند. 

- در مورد افرادی که در جلسه مصاحبه شرکت می‌کنند و سؤال می‌پرسند جستجو کنید. بهتر است اساتید برجسته‌ی گروه آموزشی دانشگاهی که دعوت به مصاحبه شده‌اید را بررسی و آخرین مقالات و کتب آن‌ها را مطالعه کنید. اگر دوستانی در آن گروه دارید با آن‌ها صحبت و سؤال کنید روی چه موضوعاتی کار می‌کنند.

- در مورد رشته تخصصی‌تان با علاقه صحبت کنید.‌ 

- در مورد تز کارشناسی ارشدتان باید اطلاعات کاملی داشته باشید و با علاقه صحبت کنید. خیلی اوقات عمده‌ی سوالات از تز کارشناسی‌ارشد پرسیده می‌شود.

- در مورد پاسخ‌هایی که به سؤالات می‌دهید دقت کنید. معمولاً سؤالات بعدی از پاسخ شما به سؤالات اولیه پرسیده می‌شود.

- سعی کنید بر یک یا حداکثر دو موضوع پژوهشی برای ادامه کار در مقطع دکتری تأکید کنید و در این مورد اطلاعات قبلی کسب کنید. بهتر است موضوعی که انتخاب می کنید با گرایش پژوهشی اساتیدی گروه اموزشی مجری دکتری نزدیک باشد.

- سروقت در محل حاضر باشید و کلیه مدارک‌تان را مرتب و آماده‌ی تحویل داشته باشید. 

- صادق باشید و اطلاعات غلط ندهید! اخیراً دانشجویی می‌گفت به من توصیه شده در بعضی موارد دروغ بگویم، چون اگر راستش را بگویم از مصاحبه رد می شوم!! مثلاً اکثر دانشگاه‌ها در مورد حضور تمام وقت دانشجو در محل تحصیل تأکید می کنند. فکر می‌کنم قبولی در مقطع دکتری ارزش دروغ گفتن و بعد گیر افتادن در شرایطی که عرصه را بر شما تنگ کند،‌نداشته باشد.

   


نظرات()   
پنجشنبه 2 خرداد 1392  09:21 ب.ظ    ویرایش: - -

متن زیر رو یکی از دانشجویان که چند سال قبل در دانشگاه بیرجند بودند و هم اکنون خود معلمی متعهد است، برایم ارسال کرده‌. پاسخ به سؤالی است که این روزها خیلی‌ها از می‌پرسند: زندگی یعنی چه؟

امروز که از خواب بیدار شدم از خودم پرسیدم

زندگی چه می گوید؟ جواب را در اتاقم پیدا کردم:

پنکه گفت: خونسرد باش!
پنجره گفت: دنیا را بنگر!
سقف گفت: اهداف بلند داشته باش!
ساعت گفت: هر ثانیه باارزش است!
آینه گفت: قبل از هر کاری به بازتاب آن بیندیش!
تقویم گفت: به روز باش!
در گفت: در راه هدف هایت سختی ها را هل بده و کنار بزن!
زمین گفت: با فروتنی نیایش کن!
و من .......
به نماز ایستادم!

   


نظرات()   
دوشنبه 23 اردیبهشت 1392  09:04 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 09:26 ق.ظ
نوع مطلب: مجلات علمی ،

بعد از ماه‌ها تلاش بالاخره شماره سوم مجله برخط دانش روان‌شناختی در مگ ایران نمایه شد. در این شماره شش مقاله به چاپ رسیده است: چهار مقاله پژوهشی، یک مقاله اعتباریابی و یک مقاله‌ی ترویجی. مدیر داخلی این شماره آقای امیری بودند و خانم رجب‌پور هم زحمت خیلی زیادی برای ویراستاری و صفحه‌بندی نهایی کشیده‌اند. ان شا الله بتوانیم شماره چهار را نیز به زودی نمایه کنیم.

یک توضیح هم در مورد وب سایت مجله بدهم که متأسفانه از بهمن گذشته دچار مشکل شده است. علت آن هم تغییر سرور و سایت جدید دانشگاه بیرجند بود. در حال مذاکره هستیم تا هر چه سریعتر سایت مجدداً بارگذاری شود.

   


نظرات()   
سه شنبه 17 اردیبهشت 1392  05:35 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: جامعه‌ی ایران ،

بارها شده در چند ده متری چراغ قرمز رانندگانی را دیده‌ام که با وجود سیستم هشداردهنده‌ی زمان و اینکه می‌بینند مثلاً تا شروع چراغ سبز 45 ثانیه مانده، گاز می‌دهند،‌ لائی می‌کشند و بعد هم مجبورند محکم روی ترمز بکوبند. بعضی معتقدند فرهنگ رانندگی تا حدودی می‌تواند فرهنگ عمومی حاکم بر یک کشور را مشخص کند. به نظر بی‌ربط هم نگفته‌اند. ما چه در زمینه‌ی فردی و چه در زمینه‌ی اجتماعی آینده‌نگر نیستیم. چند متر پیش‌رویمان را نمی‌ببینیم و بسیاری اوقات بی‌برنامه عمل می‌کنیم. برای رسیدن به هدفی که  باید گاهی کمی آهسته‌تر رفت  کلی لائی می‌کشیم! دیگران و خودمان را به‌خطر می‌اندازیم و آخرش هم مجبور هستیم محکم بکوبیم روی ترمز!!

   


نظرات()   
پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392  05:29 ب.ظ    ویرایش: پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 06:00 ب.ظ

امروز مراجعی از دانشجویان ارشد داشتیم که به دنبال ارتباط با فردی از طریق چت، و ارسال عکس‌های خانوادگی‌اش مورد تهدید قرار گرفته بود. از یک طرف،‌خوشحال شدم که او در تقریباً اولین گام به ما مراجعه کرده و می‌توانیم کمکش کنیم؛ و از طرفی کمی متعجب، که چقدر نسل جوان صادق و پاکی داریم که زود گول می‌خورند، و از دیگر سو، نگران که چرا فردی با تحصیلات ارشد این‌قدر مهارت‌های زندگی پایینی دارد و نتوانسته موقعیت را به خوبی تجزیه و تحلیل کند.

وقتی فردی با عدم تحصیلات مناسب و با سابقه‌ی 15 ماه زندان و اقرار به اینکه نتوانسته با همسر سابقش بسازد، وعده و وعیدی می‌دهد، آیا من دانشجوی کارشناسی‌ارشد نباید موقعیت را تجزیه و تحلیل کنم و به سادگی گول خورده و عکس‌های خصوصی‌ام را برایش بفرستم؟؟ یاد حادثه‌ای مشابه مربوط به دانشجوی رشته‌ی پزشکی افتادم (خبرش را در اینجا بخوانید). آیا این افراد که در هوش متوسط به بالای آن‌ها نباید شک کرد، نباید از حداقل مهارتی و قدرت استنتاجی در تحلیل حوادث برخوردار باشند که به همین سادگی گول نخورند.

پیشنهاد می‌کنم اگر به هر دلیل درگیر چنین مواردی شدیم بهتر است در اولین گام و بلافاصله افرادی که در این زمینه می‌توانند کمک کنند را در جریان بگذاریم و فکر نکنیم حالا که اشتباه کرده‌ایم دیگر راه بازگشتی نیست. یادمان باشد که به هر دلیل ممکن است از روی عمد و یا غیرعمد در مسیر زندگی به سمت مرداب برویم. ولی یادمان باشد وقتی اندکی پایمان در مرداب فرو رفت اگر کمک بخواهیم به راحتی از آن بیرون خواهیم آمد ولی اگر جلوتر رویم دیگر کسی کمک زیادی نمی‌تواند بکند.

این حوادث نشان می‌دهد که ما چه به عنوان پدر و مادر، و چه به عنوان سیستم (آموزش و پرورش و آموزش عالی)‌ نقش خود را در تربیت نسلی آگاه و با مهارت به خوبی ایفا نکرده‌ایم. 

   


نظرات()   

گذر عمر

حرفهای ما هنوز ناتمام،‌ تانگاه می كنی وقت رفتن است.... قیصر امین پور