شنبه 7 دی 1392  11:06 ب.ظ    ویرایش: شنبه 7 دی 1392 11:21 ب.ظ

امروز با چند نفر از همکاران مرکز در مورد برنامه‌هایی که می‌توانیم برای کاهش افت تحصیلی داشته باشیم مشورت می‌کردیم. یک نظر اطلاع وضعیت تحصیلی دانشجویان به والدین‌شان است، به‌ویژه دانشجویانی که در معرض مشروط شدن یا اخراج هستند. به تجربه متوجه شده‌ام که یکی از نشانه‌های دانشجویان در معرض آسیب، موضوع افت تحصیلی دانشجو است. تقریباً اکثر دانشجویانی که دچار مشکل می‌شوند، افت تحصیلی را در کارنامه‌هایشان دیده می‌شود. این امر آن‌‌قدر جدی است که تقریباً با اطمینان بالا می‌توانم بگویم هر دانشجویی که به نسبت ترم قبل بیش از یک نمره (براساس رشته) افت معدل داشته باشد به احتمال خیلی زیاد اتفاقی در زندگی‌اش در جریان است که اگر به موقع مداخله کنیم شاید بتوانیم کمک زیادی خصوصاً از بابت اینکه این مشکل به فاجعه!! تبدیل نشود، انجام دهیم.

یک راه مداخله هم این است که شاید  وضعیت دانشجویانی که با تذکرات دانشگاه اقدامی برای افت تحصیلی‌شان نمی‌کنند را به والدین اطلاع دهیم. اما قضیه به همین سادگی نیست. چندین  بحث اینجا مطرح است:
- اینکه دانشجو دیگر نوجوان نیست و جوان و مستقل شده: ولی آیا واقعاً سن عبور از نوجوانی به جوانی 18 سال است؟ آیا مشخصه‌های یک انسان نیمه‌مستقل (نه مستقل!!) را الان در این سن داریم؟
- آیا دانشگاه‌ها حق این را دارند که اطلاعات دانشجو را به خانواده بدهند و اصولاً چنین وظیفه‌ای به دوش آن‌ها است؟ موضوع حریم خصوصی دانشجو اینجا می‌تواند مطرح شود؟
- آیا خانواده‌ها سیستم درست تربیتی را اعمال می‌کنند به شکلی که وقتی فرزندشان در سن 18 سالگی وارد دانشگاه بشود،‌ دانش و مهارت‌های لازم برای زندگی مستقل و در محیط احتمالاً پر آسیب را داشته باشد؟

همه اینها قابل بحث است. برای ما که بعضاً آسیب‌های شدید دانشجویان را می‌بینیم و به فکر راه حل برای مهار آن‌ها هستیم اینها سوالات مهمی است. البته فکر نکنم خاص ایران باشد. این مقاله را به قلم پروفسور آمیتای اتزیونی از دانشگاه جورج واشنگتن دیدم. مقاله تحت عنوان «آیا دانشگاه ها باید با والدین در مورد فرزندانشن صحبت کنند؟» است و دقیقاً همان دغدغه‌های ما چه از سوی والدین و چه مسئولین دانشگاه در مورد تماس با والدین در مورد دانشجویان از سوی دانشگاه را بحث کرده است. به نظرم باید در این مورد در سطح کلی (وزارت) قوانین و دستورالعمل‌هایی داشته باشیم.

   


نظرات()   

گذر عمر

حرفهای ما هنوز ناتمام،‌ تانگاه می كنی وقت رفتن است.... قیصر امین پور