جمعه 27 دی 1392  10:10 ب.ظ    ویرایش: جمعه 27 دی 1392 02:29 ب.ظ
نوع مطلب: جامعه‌ی ایران ،

فکر می‌کنم یکی از عللی که بعضی (البته نه چندان کم!) از نسل جوان ما به ارزش‌هایی که ما (منظورم نظام هم در سطح کلان، دولت، و هم در سطح خرد، خانواده) برایشان ترسیم کرده ایم، توجه نمی‌کنند، نوعی تناقض، تعارض و ابهام در عمل ماست، مایی که باید الگوی آن‌ها باشیم. در آزمایش‌های کلاسیک روان‌شناسی نشان داده شده که وقتی قاعده‌ای در برخورد و پیامد رفتار حتی با حیوانات نداشته باشیم، آن‌ها تعادل روانی و رفتاری خود را از دست می‌دهند. حالا حکایت نسل جوان مظلوم ما همین شده. فکر می‌کنیم با نسلی که 40 یا 50 سال قبل بوده‌اند مواجه هستیم که خیلی زود شاید به دلیل عدم دسترسی به اطلاعات،‌ هر چه به آن‌ها بگوییم را باور کنند. فقط به طور مثال دو نمونه از نوع کنش ما در برخورد با مسائل را می‌خواهم مثال بزنم تا نشان دهم با این شیوه ره به جایی نمی‌بریم. سرمان را کرده‌ایم توی برف و فکر می‌کنیم خوب بقیه را با این نوع برخورد توجیه می‌کنیم. رفتارمان به عنوان الگوهای نسل جوان مملو است از تناقض،‌تضاد و ابهام. مملو است از عدم صداقت و راستی. مملو است از بی‌برنامگی و بی‌نظمی و مملو است از ...... همان چیزهایی که عکسش را از آن‌ها می‌طلبیم

مورد اول: خانم دکتر ابتکار قرار شده قبل از خطبه‌های نماز جمعه سخنرانی کند و این را اعلام کرده‌ایم. چطور شده که این قضیه بهم خورده به ما ربطی ندارد. رئیس ستاد نماز جمعه دلیل آورده که ایشان کسالت داشته‌اند ولی خود خانم دکتر این مطلب را گفته. بالاخره یکی دروغ گفته! چرا از دیگران می‌خواهیم صادق باشند و خودمان دروغ تحویل می‌دهیم؟

مورد دوم:‌ هم که موضوع تیراندازی یکی از مداحان معروف بوده که از قرار معلوم در قلب پایتخت اتفاقی افتاده ولی هزار و یک روایت از ان ارائه کرده‌ایم. هر کس چیزی می‌گوید. پر از تناقض و ابهام. الگویی که خودمان بزرگش کرده‌ایم خطایی مرتکب شده یا نشده؟ معلوم نیست. نوع برخورد ما با قضیه است که نسل جوان را به سمتی می‌برد که فکر کند در این مملکت همه چیز نوعی بازی است، آنهم از نوع کثیف آن. البته اگر می‌خواهیم جوانان ما آنچیزی باشند که ما می‌خواهیم باید این‌گونه (لینک) رفتار کرد.

   


نظرات()   

گذر عمر

حرفهای ما هنوز ناتمام،‌ تانگاه می كنی وقت رفتن است.... قیصر امین پور