سه شنبه 26 اسفند 1393  12:27 ق.ظ    ویرایش: جمعه 22 اسفند 1393 09:33 ق.ظ
نوع مطلب: خاطرات روزمره ،

سال 93 رو به اتمام است. در این ایام همه به فکر خانه‌تکانی هستیم و چه خوب که به جای جنبه‌های مادی، خدا توفیق دهد که خانه‌ی دل را هم تکانی بدهیم. خدا به من یکی که این توفیق رو نداد که خانه‌ی دل رو تکان بدهم اما از جنس دیگری خانه‌تکانی کردم. مدتی بود که احساس می‌کردم بعضی کارها را نه از روی توجیه منطقی و  یا به‌خاطر احساس درونی به موثر بودن قبول کرده‌ام بلکه بیشتر با فشار زیاد (از جنس همان احساس مسئولیت‌هایی که موقع انتخابات به همه دست می‌دهد!!!)‌ پذیرفته‌ام. تعدد کارها هم منجر به فشار زیاد و کمی احساس کسالت در بهمن‌ماه را موجب شد. لذا تصمیم گرفتم آخر سالی خانه‌تکانی در مسئولیت‌ها بکنم و هر کاری که احساس می‌کنم بی‌فایده یا غیرمؤثر است را کنار بگذارم. برای همین هفته‌ی اول اسفند چهار استعفاء را تحویل مدیران دانشگاه، وزیر و یک مورد هم در بیرون دانشگاه دادم. تصمیم برای همه‌ی اینها به جز یکی برایم خیلی ساده بود. یکی از این کارها را نه اینکه معتقد بودم بی‌فایده یا غیرمؤثر است، بلکه چون اراده‌ی لازم در مجموعه‌ی مدیریتی که کار می‌کنم را برای اجرای برنامه‌ها مشاهده نکردم کنار گذاشتم.  مانده یک مسئولیت دیگر که به‌دلایلی تا یکی دو هفته‌ دیگر خانه‌تکانی‌اش را به تعویق انداخته‌ام. ان شاء الله خدا به همه‌ی ما توفیق دهد که بیش از خود، کشور را ببینیم و توفیق دهد که با عوض شدن سال، حال‌مان هم تغییر یابد.

   


نظرات()   

گذر عمر

حرفهای ما هنوز ناتمام،‌ تانگاه می كنی وقت رفتن است.... قیصر امین پور