چهارشنبه 24 شهریور 1395  11:48 ق.ظ    ویرایش: چهارشنبه 24 شهریور 1395 01:35 ب.ظ
نوع مطلب: اخلاق علمی و تقلب ،

صبح زنگ زدم احوال یکی از دانشجویان قدیمی ارشدم را بپرسم می‌گفت در فلان شهر خدمت سربازی را در دفتر فرماندهی خدمت می‌کند و مشغول نگارش پایان‌نامه آقای فرماندهی که مسئول گرفتن خلاف‌کاران است!!! می‌باشد. ایمیلی هم از مجله‌ای معتبر داخلی آمد که چون عضو سایت‌شان هستم دعوت کرده بودند که آخرین شماره‌ی مجله را ببینیم. چون چند وقت پیش مقاله‌ی یکی از همکاران را برای آنجا فرستاده بودیم و با علم به حرف نو داشتن مقاله رد شده بود، حساس شدم. از 7 مقاله چاپ شده، 5 مقاله متعلق به شورای نویسندگان و دو مقاله هم اعضا هیات علمی همان دانشگاه بود. مشخص است جایی برای مقاله‌ی دیگر نمی‌ماند!! همه اینها را در کنار مجوز برای دوره دکتری در دانشگاه آزاد شهرمان بدون پایین‌ترین استاندارها و در کنار تبلیغاتی که در چند گروه معتبر روان‌شناسی تلگرام که مرتب دعوت می‌کنند نگارش مقاله و پایان‌نامه‌ها در همه‌ی مقاطع را به ما بسپارید می‌گذارم، سرم گیچ می‌رود. کمی دلم به خودم و کسانی که با آنها کار می‌کنم و به دانشجویانی که اگر نقطه‌ای در کارشان این رو و آن ور باشد تذکر می‌گیرند، می‌سوزد. راستی چه اوضاعی است و به کجا می‌رویم.

   


نظرات()   

گذر عمر

حرفهای ما هنوز ناتمام،‌ تانگاه می كنی وقت رفتن است.... قیصر امین پور