تبلیغات
گذر عمر - کتب درسی روان‌شناسی و مشاوره
شنبه 9 اردیبهشت 1396  05:32 ب.ظ    ویرایش: شنبه 9 اردیبهشت 1396 06:02 ب.ظ

هفته قبل به دعوت گروه روان‌شناسی شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی (زیر مجموعه پژوهشگاه مطالعات علوم انسانی و فرهنگی) در جلسه‌ای در تهران شرکت کردم. موضوع بحث آسیب‌شناسی کتب درسی رشته‌ی روان‌شناسی بود. فرصتی پیش آمد که کمی در این موارد فکر کنم و با همکاری یکی دو نفر از دانشجویان داده‌هایی اولیه‌ای در مورد وضعیت کتب درسی تدریس شده در گروه روان‌شناسی دانشگاه بیرجند جمع کنم. ان شا الله فرصتی شود و بعد از اتمام ترم با تکمیل داده‌ها نتایج را منتشر کنم.

در صحبت کوتاهی که فرصت من در این جلسه بود مطلبم را با دو خاطره از شروع تدریس در دانشگاه شروع کردم....

-------------

گفتم بعد 11 سال و 11 ماه و 11 روز تدریس در آموزش و پرورش، 23 سال قبل در دانشگاه استخدام شدم و برای تدریس روان‌شناسی تربیتی به سراغ سرفصل‌های درس رفتم. کپی فهرست مطالب کتاب یکی از بزرگان تعلیم و تربیت ایران بود که به عنوان سرفصل توسط خود ایشان در شورای انقلاب فرهنگی تصویب شده بود!! آن کتاب مربوط به شاید دهه‌ی 60 یا 70 میلادی بود. دور سرفصل‌ها را خط کشیدم!! و تلاش کردم با توجه به آخرین منابعی که به روز و در اختیار بود برای دانشجویان مطالبی را تهیه کنم.

خاطره‌ی دوم مربوط به تدریس روش تحقیق در رشته‌ی مدیریت در دانشگاه پیام نور بود. به اصرار مسئولین دانشگاه که استاد ندارند تدریس را قبول کردم. کتابی در اختیارم قرار دادند و خیلی زود متوجه شدم به ظاهر مولف کتاب، مطالب را از چند کتاب خصوصاً کتاب روش تحقیق دکتر دلاور چاپ همان دانشگاه کپی برداری بدون رفرنس کرده. جالب اینکه که در کتاب اصلی (دکتر دلاور) در هنگام تایپ تعریف اعتبار درونی و بیرونی جابجا تایپ شده بود و در پایان کتاب در غلط‌نامه آن را اصلاح کرده بودند. اما مولف کتاب روش تحقیق در مدیریت همان غلط را کپی کرده بود. جالب تر اینکه از همان بخش سوال طرح شده بود و در پاسخ نامه همان غلط را گفتند باید مبنا قرار دهید. هر چه گفتم و نوشتم فایده‌ای نداشت. این موجب شد دور تدریس در دانشگاه پیام نور را نیز خط بکشم.

از این دو مثال استفاده کردم که اشاره کنم آیا ما به معنای واقعی کلمه اصلاً کتاب درسی داریم؟ (توجه کنید کتاب درسی تعریفش کتابی استاندارد برای تدریس یک موضوع خاص است نه هر کتاب علمی) کتاب درسی ملاک‌هایی دارد که تقریبا می‌توان گفت در کتبی که به نام کتب درسی در ایران است وجود ندارد این ملاک‌ها مشاهده نمی‌شود. نگویید ابتدای هر فصل اهداف گفته شده و اخر فصل هم چند سوال داده شده. اینها ملاک‌های بسیار حداقلی است. از سوی دیگر، آیا سرفصل معتبر و به روز داریم که بر مبنای آن کتاب مناسبی تهیه شود؟ و از همه اصلی‌تر، آیا نویسندگانی (اساتیدی) داریم که تمام عمر حرفه‌ای شان را به دور از غرق شدن در تدریس و طرح پژوهشی و کار اجرایی و برگزاری کارگاه و روی 6 ساعت مشاوره و .... بگذارند و آخرین یافته‌های یک موضوع را رصد کنند و کتاب درسی بنویسند؟ و البته فرصت این را داشته باشند آن کتاب را هر از چندسالی به روز کنند؟ ... اینها را بگذارید در مقابل سیاست‌های بالادستی در مجوزهای کیلویی صادر کردن برای گرفتن دانشجو (از کارشناسی گذشته به ارشد و دکتری رسیده) اصولاً با چنین وضعیت اصلاً کتاب درسی جایگاهی دارد؟ یا هم استاد و هم دانشجو چاره‌ی کار را در چند صفحه جزوه و یا دادن چند سوال می‌دانند؟ ...

بگذرم ان شا الله اگر فرصت شود بتوانم داده‌هایی که جمع کرده‌ام را در کنار تجربیاتی که در این زمینه دارم در مقاله‌ای یکی دو ماه بعد منتشر کنم.

   


نظرات()   

گذر عمر

حرفهای ما هنوز ناتمام،‌ تانگاه می كنی وقت رفتن است.... قیصر امین پور