تبلیغات
گذر عمر - مطالب معلم موفق و تدریس اثر بخش
سه شنبه 10 بهمن 1396  12:15 ب.ظ    ویرایش: چهارشنبه 4 بهمن 1396 12:26 ب.ظ

یکی از دانشجویان سخت‌کوش کارشناسی‌ارشد روان‌شناسی تربیتی دانشگاه بیرجند روی نقش واسطه‌ای استرس و خوش‌بینی تحصیلی در ارتباط بین حمایت اجتماعی ادراک شده و پیشرفت تحصیلی دانشجویان کار کرده است. داور پایان‌نامه‌اش بودم. مانند بسیاری از پژوهش‌های تحلیل مسیر و معادلات ساختاری ضرایب همبستگی به دست آمده خیلی بالا نبود (هر چند در مواردی معنادار و به طور کلی مدل اولیه هم تایید شده بود. اما نکته بسیار جالبی که نظرم را جلب کرد میزان همبستگی بالای حمایت اجتماعی ادراک شده از سوی اساتید و خوش‌بینی تحصیلی بود. برخلاف اکثر متغیرها که همبستگی پایین‌تر از 0/30 داشتند و عملاً ارتباط بسیار ضعیفی دارند، ارتباط بین حمایت اجتماعی ادراک شده از سوی استاد یا معلم و خوش‌بینی تحصیلی 0/86 بود یعنی چیزی در حدود 74 درصد واریانس خوش‌بیینی تحصیلی توسط حمایت اجتماعی ادراک شده از سوی استاد است.

چند روز قبل دانشجوی به من مراجعه کرد که در حاشیه طرح مشکلاتش گفت روزی از همه جا بریده بودم که دکتر ؟؟ را دیدم با اینکه استاد بسیار سخت‌گیری است ولی تا من رو دید احوالم رو پرسید و گفت خوشحال شده است که بعد یک ترم مرخصی برگشته. گفت تمام ترمش با این صحبت خیلی کوتاه و شاید بی‌اهمیت از دید بعضی تغییر کرد و آن ترم را خیلی خوب سپری کرده.

اینها را نوشتم که  یاداوری کنم که رسالت معلم فقط تدریس و نمره دادن نیست. شاید یک حمایت عاطفی خیلی کوچک بتواند زندگی فردی را دچار تحول کند. پرواضح است اگر بتوانیم خوش‌بینی یا به عبارت دیگر امید را زنده کنیم به احتمال خیلی خیلی قوی سایر متغیرهای تأثیرگذار در سلامت و پیشرفت روانی اجتماعی را خواهیم توانست تقویت کرده و زندگی پرباری را برای نسل جوان (و البته خودمان) ایجاد کنیم.

   


نظرات()   
شنبه 17 آبان 1393  07:16 ب.ظ    ویرایش: شنبه 17 آبان 1393 07:27 ب.ظ

نمی‌دانم این گرفتاریم کی تمام خواهد شد؟! هر روز بیشتر می‌شود. نه اینکه کاری که الان انجام می‌دهم (مرکز مشاوره‌ی دانشگاه و از صبح تا شام تلاش برای کاهش آسیب‌های دانشجویان) را دوست ندارم، ولی خیلی از کارها را مجبورم کنار بگذارم. بگذرم. مدتی است که مطلبی ننوشته‌ام. امشب خانم طالب‌زاده این خاطره را از دکتر شکوهی برایم ارسال کردند. ضمن تشکر از ایشان، حیفم آمد آن را به اشتراک نگذارم. در ابتدای استخدام در دانشگاه بیرجند (سال 74) مدتی با دکتر شکوهی هم گروه بودم. استاد به دلیل کسالت از تهران به زادگاه‌شان (بیرجند) آمده بودند. خاطرات و تجربیات گران‌قدری از ایشان دارم. چه خوب نویسنده‌ی این متن گفته که: «شکوهى یک معلم کلاسیک است. متعلق به دوره اى که معلمى شغلى باشکوه بود.» شغلی که الان دیگر برای خیلی‌ها با شکوه نیست! به هر صورت از همین جا برای دکتر شکوهی آرزوی سلامت دارم. این جمله‌ی ایشان را همیشه به‌یاد داشته باشیم که: «جهان درست نخواهد شد جز با تعلیم و تربیت»  و این مورد را که: « پنجاه هفت سال معلم بودم، هیچ گاه آرزو نکردم که اى کاش شغل دیگرى داشته باشم.»


   


نظرات()   
یکشنبه 25 اسفند 1392  06:42 ب.ظ    ویرایش: دوشنبه 19 اسفند 1392 06:45 ب.ظ

مرکز ارزیابی کیفیت تدریس دانشگاه تهران کار جالبی کرده‌اند. با بعضی از اساتید باسابقه در مورد تجربیات تدریس آن‌ها مصاحبه کرده و کلیپ مصاحبه‌ها را در سایت‌شان قرار داده‌اند. به نظرم این موارد می‌تواند نمونه‌هایی از تدریس اثربخش باشد. در ضمن، آخرین استاد در این مصاحبه‌ها مرحوم دکتر نصفت هستند که در این پست در مورد درگذشت‌شان نوشته‌ام.

   


نظرات()   
شنبه 28 دی 1392  07:27 ق.ظ    ویرایش: یکشنبه 29 دی 1392 08:43 ق.ظ

پال اسشوتز (Paul A. Schutz) در مقاله‌ای که در شماره جدید مجله روان‌شناس تربیتی (دوره‌ی 49، شماره‌ی 1، ژانویه 2014 ) به چاپ رسیده، به موضوع هیجانات معلمان پرداخته است. در چکیده‌ی این مقاله گفته شده معلمی مانند بسیاری از حرفه‌ها شغلی است هیجانی؛ معلم وقتی تدریسش طبق برنامه پیش می‌رود بینهایت خوشحال و وقتی با دانش‌آموزی مشکل‌دار مواجه می‌شود احساس ناکامی می‌کند. در این مقاله پژوهش‌های مرتبط با موضوع هیجان معلمان و برنامه‌های مرتبط با آن خلاصه شده است و می‌تواند مورد استفاده پژوهشگرانی باشد که به این موضوع علاقه‌مند هستند.

   


نظرات()   
جمعه 17 آذر 1391  05:16 ب.ظ    ویرایش: جمعه 17 آذر 1391 05:54 ب.ظ

دانشجوی نادیده‌ای از طریق ایمیل برای انجام کار پژوهشی از من کمک خواست و راهنمایی. قرار بود پژوهشی در مقیاس کوچک را برای ارائه به همایشی آماده کند. چون راه دور بود توصیه شد تحت نظر یکی از اساتید دانشگاهش کار کند. بعد از چندین ایمیل و راهنمایی در مورد کاری که قبلاً ما در بیرجند انجام داده بودیم، ایمیل زیر رو ارسال کرد:

دکتر خامسان عزیز، با سلام، با عرض پوزش از اینکه من نتوانستم آن طور که دوست دارم با شما همکاری کنم متاسفانه استادم نگذاشتند وجالب اینکه بعد از تمام دوندگی هایی که من برای این پروپوزال انجام دادم پرو پوزال را به نام خود و خانمشان ثبت کردند.با تمام وجود از شما عذر می خواهم. با احترام

بی‌شک ما باید از او پوزش بخواهیم نه او از ما!!! و هر چند باید اذعان کرد قطعاً همه‌ی اساتید کشور این‌گونه نیستند، اما باید قبول کنیم متأسفانه یکی از مشکلاتی که جامعه‌ی ما به‌شدت با آن دست به گریبان است، عدم وجود الگوهای مناسب برای نسل جوان است. یکی از روزنه‌هایی که به نسل جوان ما آسیب می‌رساند، ناصحانی (پدر، مادر، معلم، استاد، پزشک، روحانی، گشت ارشاد ... و همه‌ی کسانی که در جایگاه هدایت جامعه و نسل جوان نشسته‌اند) هستند که توصیه می‌کنند اما عمل نمی‌کنند.

چند وقتی است که به بهانه‌ی تغییرات  آیین‌نامه‌ ارتقاء اساتید، نظرخواهی رو در وبلاگ گذاشته‌ام. معتقدم که عمل فرهنگی و پرورشی ما در متن مراودات و تدریس ما با دانشجویان انجام می‌گیرد و نمی‌توان آن را به صورت ماده‌ای جداگانه در آیین نامه ارتقاء اساتید دید. علت آن هم نمونه‌های این چنینی است. اجازه دهید تأسف در حادثه‌ی بالا را کامل کنم به این شکل که: کار انجام شده قرار است به همایش اخلاق در آموزش ارائه شود!!!

 

   


نظرات()   
جمعه 6 آبان 1390  10:43 ب.ظ    ویرایش: جمعه 13 آبان 1390 08:14 ق.ظ

یکی از تکالیفی که در این نیم‌سال برای درس روان‌شناسی تربیتی پیشرفته تعیین کرده‌ام، جمع‌خوانی یکی از کتب روان‌شناسی تربیتی موجود در بازار کتاب ایران است. کتاب روان‌شناسی تربیتی: نظریه و کاربست اسلاوین (ترجمه‌ی دکتر سیدمحمدی) رو به دلیل جامعیت و جدید بودنش انتخاب کرده‌ام. قرار گذاشته‌ایم طبق برنامه‌ای مشخص هر هفته یک فصل کتاب را بخوانیم و در کلاس پیرامونش بحث کنیم.

فصل اول کتاب رو این هفته قراره بحث کنیم. این فصل به طور خلاصه می‌خواد نشون بده چرا برای معلمی و تدربس اثربخش باید روان‌شناسی تربیتی بدانیم. یکی از مفاهیم کلیدی که اسلاوین در این فصل اشاره کرده معلم اندیشمند است. معلم اندیشمند یعنی "انجام دادن کارها بنا به دلیل یا هدف خاص" (ص7). چند وقت پیش در جریان پژوهشی مورد سؤال قرار گرفتم که تدریس اثربخش چگونه انجام می‌شود؟ پاسخ‌ اصلی‌ام این بود: با معلم عاشق! به نظر من این دو مفهوم خیلی به هم نزدیکند. معلمی که  حرفه‌اش رو با عشق انتخاب کرده برای خودش، حرفه‌اش و مخاطبش (فراگیر) ارزش قائله. چنین معلمی نمی‌ت.نه معتقد باشه که یادگیری بدون برنامه رخ می‌ده. برای لحظه، لحظه‌ی کلاسش برنامه‌ریزی می‌کنه. البته چنین معلمی شدن هم خیلی راحت به‌دست نمیاد و روان‌شناسی تربیتی در این زمینه می‌تونه نقش مهمی رو ایفا کنه. بگذرم

در حین خواندن و فکر کردن پیرامون این مطالب، شعر زیر رو از طریق رایانامه دریافت کردم. باز هم از شاعری گمنام  اما بسیار زیبا و لطیف. چندین بار خواندمش و شما هم قطعاً این‌گونه خواهید کرد. از معلمی و معلم اندیشمند شدن می‌گوید:
-------
این مطلب را در تاریخ  12 آبان 1390 در رابطه با این شعر اضافه نمودم:  شاعر شعر پایین دیگر گمنام نیست. شخصی که با روح  لطیف‌اش چنین شعری سروده معلم اندیشمندی هستند به نام آقای وحید امینایی. با بزرگواریی نظری در حاشیه این مطلب نگاشته اند.  از قرار معلوم در توزیع اینترنتی شعرشان، هم نامشان حذف شده و هم در بخش‌هایی شعرشان دچار تحریف شده است. درخواست کرده‌ام که اصل شعرشان را برای من بفرستند تا اصلاح شود. از قرار  معلوم این شعر را ابتدا در مجله پیوند  (لینک)  در سال 374 منتشر کرده‌اند. به این اشتباه در این مطلب (لینک)  از نگاه دیگری پرداخته‌ام.
-------
با خشونت هرگز  از:  وحید امینایی

«بچه ها لال شوید» ، بی ادب ها ساکت
سخت آشفته و غمگین بودم ، به خودم می گفتم
«بچه ها تنبل و بد اخلاقند» دست کم می گیرند
درس و مشق خود را
باید امروز یکی را بزنم ، اخم کنم ، و نخندم اصلاً
تا بترسند از من و حسابی ببرند .

ادامه مطلب   


نظرات()   
چهارشنبه 23 شهریور 1390  12:00 ق.ظ    ویرایش: شنبه 2 مهر 1390 07:09 ق.ظ

  امروز در صفحه فیس بوک عکسی از یکی از معلم‌های قدیمی‌ام رو دیدم: آقای عبدالرزاق‌نژاد معلم هندسه‌ی ما در دبیرستان آیت الله طالقانی بیرجند در اوایل دهه 60. مطلب زیر رو برای ایشان نوشتم. باید از صمیم قلب آرزو کنیم که بتوانیم روزی امثال ایشان رو چه در آموزش و پرورش و چه در آموزش عالی داشته باشیم. ان شا الله فرصتی شود  و بتوانم خاطرات کلاس‌داری و تدریس ایشان رو بنویسم. اما مطلب این بود:

درود بر یکی از بهترین معلم های بیرجند. اخیرا استاد راهنمای پژوهش یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد غیر بیرجندی (اهوازی) بودم که در طی ان با تعدادی از اساتید موفق دانشگاه های بیرجند در مورد اسنادها (دلایل) این اساتید برای تدریس اثربخش مصاحبه شد. بعد از انجام تعدادی از مصاحبه ها روزی دانشجو از من پرسید:‌آقای عبدالرزاق کی هستند؟ وقتی دلیل رو پرسیدم گفت برای من جالبه که تقریبا تعدادی زیادی از اساتید از رشته‌های مختلف در مثال از یک استاد (معلم) موفق نام ایشان رو آورده اند. کاش جامعه آموزشی ما بتواند امثال عبدرالرزاق ها رو داشته باشد.

   


نظرات()   

گذر عمر

حرفهای ما هنوز ناتمام،‌ تانگاه می كنی وقت رفتن است.... قیصر امین پور